محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
45
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
در موزه بلديه بنبلونه يك سند به زبان عربى يافتيم كه در نهم ماه آوريل سال 801 هجرى ( برابر با 1398 ميلادى ) نوشته شده و آن نيز عبارت است از اقرار به دينى كه كسى بر عهده دارد . اين سند هم به نام خدا و درود بر پيامبر ( ص ) آغاز مىشود و محور آن قاضى ابو الحسن على القرشى است . در اين سند آمده است كه « ابو الحجاج يوسف الحضرمى و مجمد بن محمد بن جعفر الزهرى و يوسف بن زيد و احمد بن المكحل و يوسف بن شداد بن دجنبر ، ساكنان ربض المسلمين در شهر برجه شهادت مىدهند . . . كه به طور اشتراك به الشابلى اسراييل ساكن همان شهر 332 فلريناش زر قالب آراگون از سكههاى پاكيزه و موزون بدهكارند » . در ذيل اين سند نام چند تن از شهود مسلمان آمده است . آنچه از اين سند مورد توجه ماست اين است كه حكايت از آن دارد كه در آن منطقه دورافتاده در شمال اسپانيا ، در بلاد ناوار اقليتهاى مسلمان هنوز هم براى خود محلهاى دارند و از معامله و تنظيم سند به زبان خود در برابر قاضى خاص خود برخوردارند و اين در اواخر قرن چهاردهم ميلادى است يعنى بيش از سه قرن استيلاى مسيحيان بر سراسر شهرهاى اسلامى در آن نواحى . مسئله اقامت مسلمانان در زمينهايى كه مسيحيان فتح كرده بودند موجب پديد آمدن برخى مسائل فقهى شد . برخى از فقها اين باشندگان را به سبب ماندن در زير فرمان مسيحيان به سركشى در امر دين متهم ساختهاند . من در خلال تحقيقات خود در كتابخانه اسكوريال به رسالهاى برخورد كردم كه اين مسئله در آن مطرح شده بود . از يكى از فقها فتوا خواستهاند كه حكم مسلمانان اندلسى كه ترجيح مىدهند به جاى زندگى در بلاد اسلامى در اراضى مفتوحه تحت حكم مسيحيان زندگى كنند چيست ؟ و آن فقيه به آن استفتاء پاسخ داده است ، متن استفتاء چنين است كه . . . حكم مسلمانانى كه در آنجا مىمانند چيست ؟ و حكم كسانى كه پس از آمدن به بلاد اسلام باز هم به
--> : azogaraZ ed raliP led aroneS artseuN ed ovihcrA la setneicenetreP sebarA sarutircsE . 791 - 171 . p ) 4091 azogaraZ ( aredoC ocsicnarF a ejaremoH