محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

473

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ركود مىنهد . غرناطه در اين روزها گرفتار آخرين كشاكش‌هاى خود شده است . جنگهاى داخلى او را از پاى افكنده است و نشانه‌هاى اضمحلال در افق نمايان گرديده است . ولى باز هم در اين ظلمات ، در اواخر قرن نهم ، در زمانى كه غرناطه آخرين نفسهاى خود را برمىآورد ، چند تن از ادبا و متفكرين هستند كه در خور ذكراند : و از اين جمله است قاضى ابو عبد الله محمد بن على بن محمد بن القاسم اشبيهى معروف به ابن الازرق . او در سال 895 ه / 1490 م وفات كرده است . اصل او از وادى اش بود . در غرناطه قاضى الجماعه بود . در نظم و نثر و تاريخ سرآمد همگان بود . از آثار اوست كتابى در سياست و مملكت‌دارى به نام « الابريز المسبوك فى كيفيت ادب الملوك » كه در سال 838 ه تاليف كرده است . و نيز كتاب « بدايع السلك فى طبايع الملك » در آن « مقدمهء ابن خلدون » را خلاصه كرده و بر آن تفسير نوشته و موضوعات جديدى بر آن افزوده است . ديگر كتاب « روضة الاعلام بمنزلة العربية فى علوم الاسلام » . چون اوضاع غرناطه پريشان شد و مشرف به سقوط گرديد اشبيهى از دريا گذشت و روانهء تلمسان گرديد . سپس به مشرق سفر نمود « 5 » و در قاهره سكونت گزيد . و اين عصر سلطان الاشرف قايتباى بود . اشبيهى به سلطان پيوست و كوشيد تا او را برانگيزد مگر لشكر به اندلس برد و غرناطه را بازپس ستاند « 6 » . از قصائد موثر او قصيده‌اى است كه به هنگام فرود آمدن مسيحيان در مرج غرناطه سروده است به اين مطلع : مشوق بخيمات الاحبة مولع * تذكره نجد و تغريه لعلع « 7 » ديگر ابو عبد الله محمد بن احمد الحداد ، مشهور به وادى اشى . او نيز از مردم وادى اش بود . اديبى بارع بود . اندكى پيش از سقوط غرناطه شهر را ترك گفت و به

--> ( 5 ) . بروكلمان كتاب ياد شده ج 2 / ص 266 . ازهار الرياض ج 1 / ص 71 و ج 3 / ص 318 و 319 . الابريز المسبوك در الجزاير به چاپ رسيده است . ( 6 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 49 - 51 . ( 7 ) . ازهار الرياض ج 3 / ص 318 و 319 .