محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

31

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

را نمود . ابن الاحمر همواره مىكوشيد از ريختن خون مسلمانان جلو گيرد و غالبا مدافعان را با نصايح خود وادار به تسليم مىكرد و اين تسليم در برابر شروطى سهل و ساده انجام مىگرفت . هنوز سال 1247 م / 645 فرانرسيده بود كه پادشاه قشتاله بر همهء دژهايى كه در اطراف اشبيليه واقع بود مستولى گرديد و روستاها و مزارع نزديك را نابود نمود . مسيحيان در ماه اوت سال 1247 / ربيع الثانى سال 645 ه محاصرهء اشبيليه را آغاز كردند . زعيم و حاكم شهر در آن روزها امير موحدى السيد ابو عبد اللّه بود برادرزاده‌اش ابو الحسن على حاكم پيشين قرمونه نيز او را در اين مهم يارى مىداد . مردم اشبيليه مصمم شده بودند تا حدّ توان از شهر خود دفاع كنند . فرناندو در گرداگرد شهر لشكرى عظيم گرد آورده بود و امراء و اشراف و كشيشان مسيحى نيز پىدرپى از راه مىرسيدند تا در اين لشكركشى صليبى شركت جسته باشند . ابن الاحمر نيز مجبور بود بنا بر تعهدى كه كرده بود با افواجى از سواران خود در محاصره و تسخير اين شهر بزرگ اسلامى حضور يابد . در بعضى از روايات اسلامى آمده است كه ابن الاحمر در اين پيكار شركت جسته بود تا از مردم اشبيليه كه سر از فرمانش بيرون كرده بودند و او را واگذاشته بودند انتقام بگيرد . « 18 » محاصرهء اشبيليه هر روز سخت‌تر مىشد و از آن سوى دريا ، از سوى مغرب از راه نهر وادى الكبير براى مردم مدد مىرسيد . چون مردم شهر در تنگنايى آنچنان افتادند ، شاعر آن روز اشبيليه ابراهيم بن سهل اشبيلى اسرائيلى قصيده‌اى پرشور سرود و در آن از مردم آن سوى آب يارى طلبيد از جمله گويد : . . . خلو الديار لدار عزّ و اركبوا * عبر العجاج الى النعيم الاخضر و تسو غوا كدر المناهل فى السرى * ترو وابعماء الحوض غير مكدر يا معشر العرب الذين توارثوا * شيم الحمية كابرا عن اكبر ان الالاه قد اشترى ارواحكم * بيعوا ويهئكم و فاء المشترى

--> ( 18 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص . 19