محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
27
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
از روزهاى آخر ماه رمضان سال 635 ه / آوريل سال 1238 م به هنگام غروب آفتاب وارد غرناطه شد . جامهاى درشت و حلّهاى وصلهدار پوشيده بود . به مسجد جامع قصبه ( قلعهء شهر ) درآمد و بر مردم در نماز امامت كرد . سپس از مسجد به سوى قصر باديس حركت كرد و شمعهاى روشن در پيشاپيش او مىكشيدند و او با جمعى از خواص خود در قصر جاى گرفت . از اين پس غرناطه پايتخت او شد . همه اين كارها در چند ماه پس از وفات ابن هود صورت گرفت . « 11 » تا ابن الاحمر در مقر جديد حكومت خويش قرار گرفت ، آهنگ فتح المريه و فروماليدن ابن الرميمى وزير و قاتل المتوكل ابن هود كرد و با بخشى از قواى خود مدتى شهر را محاصره نمود . چون محاصره به درازا كشيد ابن الرميمى زن و فرزند و اموال خود برگرفت و با كشتى خاص خود به تونس گريخت و در سايهء امن امير ابو يحيى الحفصى بغنود . ابن الاحمر المريه را گرفت و قلمرو او تا سواحل جنوبى بسط يافت . از ياران ابن الاحمر در اين فتوحات كه به رياست او انجاميد ، دامادهايش بنى اشقيلوله بودند . بزرگتر ايشان ابو الحسن بن اشقيلوله از رجال اندلس و زعماى آن ديار در ايام فتنه و آشوب بود . ابو الحسن از مخالفان سرسخت ابن هود و از كسانى بود كه در برابر حركات او مقاومت مىورزيد . ابو الحسن بن اشقيلوله خواهر محمد بن يوسف بن الاحمر را به زنى داشت و پسرش ابو محمد عبد اللّه بن اشقيلوله دختر او را . چون ابن الاحمر بر سرير قدرت استقرار يافت داماد خود ابو الحسن بن اشقيلوله را حكومت وادىاش داد و ابو محمد پسر او را حكومت مالقه . چون ابو الحسن وفات كرد پسرش ابو اسحاق امارت واوىاش يافت . بدينگونه بنى اشقيلوله در كارهاى ملك ، ابن الاحمر را يارى مىدادند . ولى آنان را هواهاى ديگر در سر بود . آنسان كه ابن الاحمر در اواخر از آنان بيمناك شد و عاقبت هم پس از اندك مدتى ، آنچه در سر داشتند آشكار
--> ( 11 ) . ابن الخطيب : اللمحة البدريه ص 35 . نيز رجوع كنيد به الذخيرة السنيه فى تاريخ الدولة المرينيه ، از مؤلفى مجهول ( طبع الجزاير 1920 ) در اين كتاب ورود ابن الاحمر را به غرناطه در رمضان سال 636 ه ضبط كرده .