محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
381
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فصل دوم فاجعهء اخراج 1 شورشهايى كه از سوى عربهاى مسيحى شده برپا گرديد ، اسپانياى مسيحى را بيش از پيش دچار بيم و وسوسه نمود . اينك آنان را بزرگترين خطر ملى به شمار مىآورد كه بايد هرچه زودتر خود را از چنگشان برهاند . اين بيم و وسوسه به مرور سالها بيشتر مىشد و حوادثى چون شورش بزرگ غرناطه و حملات راهزنان دريايى بر سواحل اسپانيا و رابطهء دائمى موريسكيها با مسلمانان افريقيه و دربار قسطنطينيه آتش آن را تيزتر مىنمود . در اواخر عهد فيليپ دوم ، اسپانيا مصمم شد كار موريسكيها را يكسره كند . اين پادشاه متعصب قصد آن داشت كه پس از رنجى كه در سركوبى شورش موريسكيها متحمل شده بود ، آنان را يكسره اخراج كند . در سال 1582 براى تبعيد آنان قانونى وضع كرد ولى گرفتاريهاى سياسى او در خارج از كشور مانع اجراى آن گرديد . در اين زمان قريب به صد سال از سقوط غرناطه گذشته بود و باقيماندهء امت اندلسى به عنصر جديدى استحاله يافته بود كه ديگر چندان رابطهاى با گذشته خود جز خاطراتى تاريك نداشت . اغلب موريسكيها مسيحى شده بودند و فرزندان قريش و مضر به حكم حاكم در مراسم قداس در كليساها حاضر مىشدند و به زبان قشتالى سخن مىگفتند و به خط قشتالى مىنوشتند ولى با اين همه منعزل از ديگران مىزيستند و اسپانياى مسيحى با آنكه دين و زبان و تمدن خود را بر آنان تحميل كرده بود از پذيرفتن ايشان در ميان