محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
19
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ادريس سالهاى بعد را براى استوار ساختن پايههاى قدرت خود در مغرب ، تلاش كرد و چون بر امور مستولى شد ، با آيين و رسوم المهدى محمد بن تومرت به مبارزه برخاست و به تعاليم و نظام حكومتى او به اين بهانه كه يك نظام ارتجاعى است و با روح دين صحيح سازگار نيست ، پايان داد . اين عمل سبب شد كه خشم قبايل را برانگيزد . زعماى قبايل منتظر فرصت شدند . در ايامى كه مغرب گرفتار چنين كشمكشهايى شده بود و المأمون به قمع مخالفان مشغول بود ، سلطهء موحدين در اندلس روى به ضعف نهاد و به سرعت در سراشيب سقوط قرار گرفت . در اين ايام ابو عبد اللّه محمد بن يوسف بن هود آشكار شد و دعوتى جديد آغاز نمود . نهضت محمد بن هود را رنگ يك نهضت حقيقى اندلسى بود . ابن هود مىخواست اندلس را ، هم از يوغ مسيحيان آزاد كند و هم از زير سلطهء موحدين بيرون كشد . هنگامى كه در اندلس كار بر المأمون ابو على ادريس سخت شد ، با پادشاه قشتاله پيمان دوستى بست و چند شهر و دژ را به او واگذاشت و تعهد كرد كه به مسيحيان در قلمرو خود امتيازات ويژهاى دهد و پادشاه قشتاله را در نبرد بر ضد دشمنانش يارى نمايد . همپيمانى موحدين بدينگونه با مسيحيان به دعوت محمد ابن هود توش و توان بيشترى بخشيد و اندلسيان را وادار كرد كه در زير علم او گرد آيند . محمد ابن هود در ابتدا در سال 625 ه / 1228 م در حوالى مرسيه ظهور كرد و اين به هنگامى بود كه دولت موحدى در ثغور و نواحى دستخوش پريشانى شده بود . ابن هود با جماعت اندكى از ياران قيام كرد و توانست مرسيه را از دست فرمانرواى آن ، السيد ابو العباس موحدى بازستاند و چون ستارهء اقبالش درخشيدن گرفت ، ندا در داد كه مىخواهد اندلس را از يوغ موحدين و مسيحيان برهاند و به احياء شريعت اسلام و سنن آن قيام كند و به نام خلافت عباسى دعوت نمايد . پس با خليفه المستنصر باللّه عباسى اعلان بيعت نمود و خليفه نيز براى او خلعت و منشور فرستاد و او را المتوكل على اللّه لقب داد و هنوز زمانى نگذشته بود كه در سال 628 ه / 1231 م توانست غرناطه ، شهر بزرگ جنوبى اندلس را از المأمون موحدى بستاند .