محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

300

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

پارللى illerapaihcS در مقدمهء يكى از كتب خود به « تعصب كاتوليكى و اعمال وحشيانهء خيمنس اشاره كرده كه مصحف‌ها و كتب اسلامى ديگر ، از آن مسلمانان غرناطه را آتش زد شايد بتواند آنان را مسيحى كند » . مورخ امريكائى ويليام پرسكوت مىگويد كه « آنكه مرتكب اين عمل دردناك شد ، يك مرد عامى بىسروپا نبود بلكه يك كشيش درس‌خوانده بود ، آن هم نه در ظلمت قرون وسطا بلكه در سپيده‌دم قرن شانزدهم و در ميان يك ملت بافرهنگ كه خود به خزائن كتب عربى هزاران مجلد افزوده بود » . سپس به گفتار خود چنين مىافزايد كه « كتب ادبى عربى در كتابخانه‌هاى شهرى كه خود در آن به وجود آمده بود بس نادر الوجود گرديد . و تأليف و تصنيف كتب كه پيش از اين در اسپانيا رواج بسيار داشت روى به نابودى نهاد زيرا مادهء حيات آن قطع شده بود . اين بود نتايج آن تعقيب و سختگيرى كه بعضى زيان آن را براى ملت اسپانيا از اتلاف بسيارى نفوس بيشتر برشمرده‌اند . « 13 » » اين عمل ناپسند را كه بعضى از مورخان و محققان غربى به تقبيح آن پرداخته‌اند بعضى نيز كوشيده‌اند به نوعى توجيه كنند . از جمله خاورشناس سيمونت در دفاع از كاردينال خيمنس كه از او به عنوان يكى از اعاظم كليساى اسپانيا ياد مىكند ، در رساله‌اى به نام « كاردينال خيمنس دسيسنروس و نسخ خطى كتابهاى عربى غرناطه » گويد ، عملى كه كاردينال خيمنس به آن چنگ زد و كتابها را به آتش كشيد عملى ناشايست نبوده است . او مشتى اشياء زيانمند را نابود كرد . حتى عملى محمود بوده است . همانطور كه به هنگام بروز يك بيمارى همگانى بايد چيزهايى را نابود كرد تا باعث سرايت بيمارى نشوند . پادشاه و ملكهء كاتوليكى پس از مسيحى شدن به مسلمانان فرمان دادند كه كتب دينى آنان را بستانند تا در سراسر مملكت غرناطه سوخته شود و تنها كتابهايى نزد آنان بماند كه به دينى كه آن را به دور افكنده‌اند ، ربطى نداشته

--> ( 13 ) . . 454 - 354 . p , dibi : ttocserP . W