محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
248
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
لشكريان نيز به زانو درآمدند آنگاه توپها به غرش درآمدند . روز بعد روز سوم ژانويه كاردينال مندوسا و كنت دتندليا كه نگهبانى الحمراء را زير نظر داشت با هزار سوار و دو هزار پياده به قلعهء الحمراء روان شدند و استاد اعظم كليدهاى قلعه و قصر را تسليم آنان نمود . روز هشتم ژانويه پادشاه و ملكهء كاتوليكى به غرناطه درآمدند . در ميان موكبى فخيم از اكابر و روحانيان و اشراف . پادشاه و ملكه الحمراء را رسما تحويل گرفتند و در جامع اعظم مراسم قداس برگزار شد و از آن پس مسجد جامع به كليساى بزرگ غرناطه تبديل گرديد . در اين روز ضيافت عظيمى در قصر الحمراء بر پا گرديد و در تالارهاى قصر سفرهها گستردند پادشاه و ملكه و امراء و بزرگان بر سفره نشستند . از اين روايت برمىآيد - البته مورخان ديگر هم آن را تأييد كردهاند - كه ابو عبد اللّه به هنگام تسليم شهر نه پادشاه و ملكه را استقبال كرد و نه نمايندگان آنها را و ميان او و كاردينال يا ميان او و پادشاه و ملكه آن گفتگوها كه در روايات ديگر به آنها اشارت رفته است صورت نگرفته است . در كنار اين روايات پارهاى از مورخين متأخر معتقدند كه ابو عبد الله هنگامى كه براى ديدار با پادشاه و ملكه رهسپار شد فقط همراه اصحاب خود بود و از خاندان او كس به همراهش نبود . او در اين روز از سراى خاص خود در محلهء البيازين بيرون آمد نه از قصر الحمراء . زيرا از زمان بازگشتش از اسارت تا زمانى كه به پادشاه و ملكه قشتاله اعلان جنگ داد همچنان در اين سراى مىزيست . « 40 » او تا هنگامى كه در آنجا زندگى
--> ( 40 ) . براى ديدن روايات در باب تسليم غرناطه رجوع كنيد به : . 37 27 . P . III . V dibi ; ) senoicatic y ( artnaclA etneufaL . I . biL adanarG ed onieR led socsiroM sol ed ogitsac y noilebeR led airotsiH : lomraM ed opmeit la adanarG ne socilotaC seyeR soL ed adartnE : orimeR y rapsaG . XX paC ) , I onA - onieR us y adanarG ed socirotsih soidutsE ed ortnec ed atsiveR ( noicidneR us