محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
246
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
تأكيد وزريدند . در خلال اين احوال ، ابو عبد الله براى ديدار پادشاه كاتوليكى در راه بود . فرناندو در كنار رود شنيل نزديك به مسجدى كه بعدها كليساى سان سپاستيان نام گرفت خيمه زده بود . در آنجا ابو عبد الله با او ديدار كرد و كليدهاى الحمراء را به او تسليم كرد و ما بعدها شرح اين ملاقات را خواهيم آورد . همچنين ابو عبد الله خاتم زرين خويش را كه با آن بر فرمانهاى رسمى مهر مىنهاد به كنت دتندليا كه براى محافظت از شهر معين شده بود ، تسليم كرد . ابو عبد الله به همراه مادر و زن و خواهرانش رهسپار مكان ملكه ايسابلا شد و به ارميليا رفت . ملكه با خانوادهاش به مهربانى و ملاطفت او را استقبال كرد و كوشيد تا از آلام او بكاهد . و كودك خردسالش را كه در نزد او گروگان بود تسليم پدر و مادر كرد . بعضى روايات حاكى است كه پادشاه و ملكه در همان روز به قصر الحمراء داخل شدند و بعضى روايات ديگر از جمله روايت اخبار العصر حاكى است كه پس از چند روز به قصر درآمدند . روايت نخستين مىگويد كه ملكه ايسابلا پس از استقبال از ابو عبد الله همراه او به ديدار فرماندو شتافت و سپس هردو به سوى الحمراء در حركت آمدند سپاهيان قشتاله در سراسر ميدان پراكنده شده بودند . آن دو از باب الشريعه داخل شدند . كاردينال مندوساو وزير ، ابن كماشه استقبال كردند . شاه و ملكه اندكى در قصر تفرج نمودند و شكوه و فخامت آن بديدند آنگاه كليدهاى قصر را به دونديگو دمندوسا كه به فرماندارى شهر معين شده بود داد و هردو به سانتافه ( شنتفى ) بازگرديدند . كنت دتندليا با پادگانى نيرومند مركب از پانصد مرد سپاهى در الحمراء بماند . بار ديگر در روز ششم ژانويه پادشاه ملكه با مركبى عظيم از امراء و بزرگان و اشراف براى ديدار رسمى بيامدند و از باب البيره وارد الحمراء شدند و در تالار قمارش