محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

207

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در شرايطى كه شهرهاى اندلس يكى پس از ديگرى سقوط مىكرد ، و پيروزى نهايى چهره نموده بود ، فرناندو و ايسابلا ضرورى ندانستند كه به نامهء سلطان مصر ترتيب اثر دهند ولى در عين حال نامه‌اى مجامله‌آميز در پاسخ او نوشتند كه « آن‌دو با رعاياى مسلمان و مسيحى خود يكسان رفتار مىكنند ولى نمىتوانند اراضى آباء و اجدادى خود را در دست بيگانگان ببينند . اگر مسلمانان بخواهند كه در سايه حكومت آنها زندگى كنند دقيقا با آنان چنان رفتار خواهد شد كه با رعاياى مسيحى » دو اسقف جواب آن‌دو پادشاه را با هدايا و تحف بسيار برگرفتند و رهسپار مصر شدند . ما نمىدانيم اين نامه‌نگاريها به چه نتيجه‌اى رسيد ولى مىدانيم كه سلطان مصر هرگز تهديد خود را در باب فشار بر مسيحيان مشرق يا ويران ساختن امكنهء مقدسه بيت المقدس ، عملى ننمود . گفتيم كه مصر علاوه بر آنكه گرفتار يك سلسله كشاكشهاى داخلى بود ، مجبور بود به تجاوزات و دست‌اندازيهاى بايزيد دوم هم - كه مرزهاى شمالىاش را پىدرپى به خطر مىانداخت - پاسخ گويد . ازاين‌رو اين حركت ديپلوماسى در همين‌جا متوقف شد و اندلس در پنجهء سرنوشت محتوم و شوم خود تنها ماند . 3 سقوط مالقه استوارترين سنگر اندلس در دست مسيحيان ، بر پيكر پاره‌پارهء مملكت اسلامى ضربت دردناكى بود . زيرا با از دست رفتن مالقه ديگر اميدى نبود كه از آن سوى دريا براى مسلمانان فريادخواه اندلس مددى رسد . از اول معلوم بود كه پادشاه قشتاله همه تلاشش قطع اين كمكهاست . و چون جبل طارق هم از دست رفته بود از شهرهاى مرزى جز المريه و المنكب باقى نمانده بود . جماعاتى از متطوعين و مجاهدين با وجود دورى راه از سواحل مغرب خود را به آنجا مىرسانيدند . اكنون مىبايست المريه و المنكب هم تسخير شود تا براى كسانى كه از افريقيه و مغرب به اندلس مىآيند ديگر هيچ پايگاهى نباشد . فرناندو پيش از آنكه اين نقشهء خود را عملى سازد به