محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
190
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
مىكرد و او را بازيچهء دست خود ساخته بود . قشتاليان به منطقهء غربى ( غرب ولايت مالقه ) لشكر آوردند و بر دژ قرطبه و دژ ذكوين و چند دژ ديگر كه در شمال غربى مالقه بين مالقه ورنده بودند مستولى گرديدند . بدينگونه شهر رنده منعزل گرديد و راه براى تصرف آن گشوده شد . قشتاليان از آن پس به رنده لشكر بردند . رنده سنگر مدافع اندلس بود . شهر را با « انفاظ » فروكوفتند و باروها را ويران ساختند . پادگان رنده به فرماندهى حامد ثغرى زعيم قبيلهء غماره به دفاع پرداخت ولى به زودى از پاى درآمد ، زيرا رنده از پايتخت دور بود و از رسيدن مدد مأيوس . ازاينرو مدافعان امان خواستند و مال و متاع خويش برگرفتند و از شهر بيرون رفتند . در ماه جمادى الاول سال 890 ه / آوريل سال 1485 م قشتاليان رنده را گرفتند و سپس اماكن و دژهاى آن منطقه را به تصرف درآوردند . سقوط رنده براى مسلمانان فاجعهاى دردناك بود و با سقوط آن ديگر براى دفاع از منطقهء غربى راهى و وسيلهاى نمانده بود ، قشتاليان مالقه را از غرب تهديد مىكردند . آنگاه به محاصرهء موكلين واقع در شمال غربى غرناطه روى نهادند . امير ابو عبد الله الزغل با سپاه غرناطه در آنجا بود . توانست به عمارت باروها و استحكامات آن بپردازد . ميان دو گروه نبرد درگرفت . سردار قشتاليان كنت دكابرا فاتح جنگ لسانه بود . در آغاز سپاه مسلمانان در تنگنا افتادند ولى به سردارى امير دلاورشان كه دل به هلاكت نهاده بود پيروزى يافتند و مسيحيان با تلفات بسيار عقب نشستند . اين جنگ در ماه شعبان سال 890 ه / ژوئيهء سال 1485 م اتفاق افتاد . امير و سپاهش شادمان به غرناطه بازگرديدند . از بخت بد هنوز اندك زمانى نگذشته بود كه در غرناطه جنگ داخلى جديدى برپا شد . پادشاه و ملكهء كاتوليكى ابو عبد الله محمد بن ابى الحسن على را از اسارت آزاد كردند در حالى كه از او پيمان گرفته بودند كه مطيع قشتاله باشد . در واقع جنگ داخلى در غرناطه در خلال اسارت ابو عبد الله ، آغاز شده بود ، هنگامى كه الزغل به پادشاهى نشست ، خواست سراسر باقيماندهء اندلس را از آن خود كند . امير ابو الحجاح يوسف برادر ابو عبد الله در المريه بود و قصد جنگ با عمّ خود الزغل داشت . بدين منظور