محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

162

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مىدادند ، ازاين‌رو به خوانا لابلترانخا شهرت يافت . گروه كوچكى از اشراف پشتيبان او بودند ولى شاهزاده خانم ايسابلا خواهر هنرى - برعكس او - از حمايت مردم قشتاله برخوردار بود و خيل كثيرى از اشراف از او طرفدارى مىكردند . برادرش هنرى حق او را در تخت و تاج قشتاله تأييد كرده بود . مجلس نمايندگان ( كورتس ) نيز پس از وفات برادرش آلفونسو در سال 1468 م به او رأى داده بود . با اين مقدمات فرار رفتن او بر تخت پادشاهى قشتاله امرى واضح بود . ملكه ايسابلا چند سال پيش از وفات برادرش با پسرعم خود امير فرناندوى آراگونى پسر خوان دوم ازدواج كرده بود و اين ازدواج باعث اتحاد اسپانياى مسيحى شد . شاهزاده خانم ايسابلا از آن هنگام كه به سن رشد رسيد انظار را به خود جلب كرده بود و احتمال داده مىشد كه روزى تاج پادشاهى قشتاله را بر سر خواهد نهاد . خوان دوم پادشاه آراگون آرزوى آن داشت كه او را براى پسرش فرناندو به زنى گيرد . تا مگر ميان دربارهاى قشتاله و آراگون روابط خويشاوندى هم ايجاد گردد . فرناندو از نخستين كسانى بود كه به خواستگارى او آمده بودند ولى برادرش هنرى بدان راضى نمىبود . جمعى از اشراف و امراء نيز با فرناندو رقابت مىكردند . از آن جمله بود رئيس شواليه‌هاى قلعه رباح . ولى پيش از آنكه كار سرگيرد آن شواليه بمرد . همچنين آلفونسو پادشاه پرتغال نيز او را خواستگارى كرده بود و نيز جمعى ديگر از اشراف . ولى ايسابلا از همهء آنان رخ برتافت و پس از تعمق و تفكر به خواستگارى پسر عمش فرناندوى آراگونى پاسخ داد . يكى از علل اين گرايش آن بود كه هردو به يك نيانسب مىرسانيدند . چون هنرى با اين ازدواج موافق نبود شروط ازدواج را در نهان معين كردند و يكى از آن شروط آن بود كه فرناندو آداب و رسوم قشتاله را محترم دارد و در قشتاله سكونت كند و بدون اجازه زوجهء خود از آنجا بيرون نرود و نيز بدون اذن او در امور مملكت تصرف روا ندارد . يكى از اين شروط هم آن بود كه تعهد كند جنگ با مسلمانان را ادامه دهد . در اكتبر سال 1469 م در بلد الوليد آنجا كه شاهزاده خانم سكونت داشت در يك محفل خاص كه جز اندكى از دوستان حضور نداشتند مراسم عقد