محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

153

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مدتها پيش به دست مسيحيان افتاده بود اكنون به تصرف مسلمانان بازگشته بود . قشتاليان آهنگ تصرف مجدد شهر را نمودند و آن را محاصره كردند . محاصره يك سال مدت گرفت و مسلمانان در درون آن چون صخره‌اى استوار ايستاده بودند . سلطان غرناطه لشكر خود را پشت سر لشكر قشتاله جاى داد . در اين هنگام طاعون در سپاه مسيحى افتاد و جمع كثيرى كشته شدند و از جملهء قربانيان پادشاه بود . بدين‌گونه جبل طارق از دشمن برست . اين واقعه در سال 1350 م اتفاق افتاد . بدين‌گونه آلفونسوى يازدهم پادشاه قشتاله در عين قدرت و توان بمرد در حالى كه هنوز به سى و هشت سالگى نرسيده بود . پسرش پدروى دوم ملقب به ستمگر به جاى او نشست . اين پدرو را در روايات اسلامى « دون بطره » گويند . پدرو در تاريخ اسلام و اسپانيا مشهور است يكى از آن جهت كه مورخ فيلسوف ابن خلدون از سوى سلطان غرناطه ، به سفارت نزد او رفت و وصف سفارت خود و اقامت در دربار او را در كتاب خود آورده است . « 1 » ديگر آنكه معاصر مورخ بزرگ غرناطه وزير ابن الخطيب بود و ابن الخطيب اخبار او را به تفصيل و وضوح آورده است . پدروى دوم نيز چون پدر براى استحكام پايه‌هاى قدرت خويش به خونريزى دست يازيد . حتى گويند كه زن خود بلانش دوبوربون را زهر خورانيد تا با رفيقهء خود ازدواج كند . پدرو چون از مسيحيان هم‌وطن خود بيم داشت كارها به دست يهوديان داده بود و نيز نگهبانانى براى خود از باشندگان ( مدجنون ) برگزيده بود . ميان او و برادران غير شرعىاش پسران الينورا خلاف افتاد ، بويژه كنت هنرى دوتراستمارا . اشراف جانب برادران را گرفتند . و قشتاله چند سال دستخوش انقلابات داخلى گرديد و كار به جنگ داخلى كشيد . كنت هنرى توانست يارى پادشاه فرانسه را جلب كند و تخت قشتاله را به چنگ آورد . پدرو بگريخت و به امير ادوارد ولىعهد انگلستان معروف به امير سياه پيوست . او نيز يارىاش كرد تا چند صباحى ديگر تخت پادشاهى خويش به دست آورد .

--> ( 1 ) . رجوع كنيد به تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 306 به بعد .