محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
145
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
بود . در سال 1462 م سلطان ابن اسماعيل كوشيد و به نفوذ بنى سراج نيرومندترين اين خاندانها پايان داد . با آنكه غرناطه مدت كوتاهى از مزاياى آن پيمان ظالمانه با پادشاه قشتاله در آرامش به سر برد ولى مسلم بود كه اين مملكت اسلامى در سراشيب سرنوشت پر خطر خود افتاده است و شبح انحلال و انقراض آشكار شده است . هنوز ديرزمانى نگذشته بود كه انقلاب تازهاى در غرناطه پديد آمد . از اين قرار كه امير سعد بازگرديد و با ياران خود در سال 1463 م به الحمراء حمله كرد و تخت سلطنت را از آن خود نمود . ابن اسماعيل و دشمنان سلطان جديد گريختند . در اينجا برخى از روايات اسلامى حوادث غرناطه را در اين عصر روشنتر مىنمايند . از جمله روايت مورخ و جهانگرد مصرى عبد الباسط بن خليل الحنفى است كه در اين ايام از مغرب و اندلس ديدن كرده است . كتاب او « الروض الباسم فى حوادث العمر و التراجم » نام دارد . « 39 » او پارهاى اخبار اندلس را كه در اثناء ديدارش از مغرب شنيده است نقل مىكند . سپس در سال 870 به غرناطه رفته و آنچه در آنجا از حوادث ميان سالهاى 867 - 870 شنيده در كتاب خود آورده است . سپس بار ديگر به اندلس بازگشته و اخبار اندلس را تا سال 887 ه / 1482 م آورده است . اين جهانگرد مصرى مىگويد كه سلطان اندلس در سال 867 ه / 1462 - 1463 سعد بن محمد بن يوسف المستعين بالله معروف به ابن الاحمر بود . چون بر تخت نشست پسرش ابو الحسن به تحريك بنى سراج بر او بشوريد و او را از غرناطه براند . سعد به مالقه رفت و ابو الحسن به جاى او نشست . در سال بعد يعنى سال 868 ه چون فشار مسيحيان بر اندلس شدت گرفت ، ابو الحسن با پدرش سعد آشتى كرد و او را
--> ) etaN 51 . P . rtnI , arbmahlA 145 . P . II . V , niapS ni seitsanyD nademmahoM ( واژه الثغر بعدها لقب بسيارى از كسانى شد كه از ثغر اعلى به اطراف اندلس مهاجرت كردند ( رجوع كنيد به الحلة السيراء ابن الابار ص 217 و 218 . و نيز برمىآيد كه آل الثغرى از خاندانهاى بربر و از قبيلهء غمارهاند . در جنگهاى اخير غرناطه داراى نشان و مقامى خاص بودهاند . ( 39 ) . تنها نسخهء اين كتاب در كتابخانهء رسولى واتيكان است به شمارهء 927 , 827 graB . كتاب در دو مجلد است يكى 259 ورق بزرگ و ديگرى 66 ورق .