محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
143
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
سلطان ابن اسماعيل اميرى عاقل و حازم و عادل و دوستدار اصلاحات و آبادانى بود . زمام كارها به دست گرفت و امن و آسايش برقرار ساخت و چند بناى شامخ برآورد و در استحكامات شهرها و مرزها كارهاى مهم كرد . همچنين مردى سلحشور بود و خود در مسابقات اسبسوارى شركت مىجست . در آغاز حكومتش نزد پادشاه قشتاله خوان دوم كس فرستاد تا فرمانبردارى خويش اعلان كند . ازاينرو مدتى كوتاه ميان مسلمانان و مسيحيان صلح برقرار شد . ولى خوان دوم پس از چند ماه بمرد و پسرش هنرى چهارم به جاى او نشست . ابن اسماعيل چتر حمايت قشتاله را به يك سو افكند تا مگر ملت در كنار او ايستد و پايگاه داخلى خويش مستحكم گرداند . در وقت بخشى از سپاه خود را به اراضى قشتاله گسيل داشت . پادشاه قشتاله هم به نوبهء خود اصرار مىورزيد كه آن قرارداد به قوت خود باقى بماند . ازاينرو فشار بر غرناطه را افزون ساخت . و لشكر به اراضى غرناطه آورد و دست به كشتار و تاراج گشود و باغها و مزارع را نابود ساخت و جمع كثيرى را كشت يا اسير نمود . مسلمانان با نيروى كوچكى با او به مقابله پرداختند و به لشكرش تلفات بسيار وارد آوردند . سال بعد باز هم قشتاليان بيامدند . مسلمانان به نوبهء خود به منطقهء جيان حمله بردند و در آنجا به لشكر مسيحيان دستبردى نيكو زدند . اين گونه زدوخوردها مدتى ادامه داشت و در اين دور از حيات مملكت اسلامى مسيحيان چند شهر و ثغر اسلامى را تصرف نمودند . بعضى را سلاطين غرناطه خود به آنان واگذار كرده بودند و بعضى را ايشان فتح كرده بودند . بزرگترين ضربت بر پيكر مملكت غرناطه در عهد ابن اسماعيل سقوط ثغر جبلطارق بود . در سال 1462 م سپاهى از قشتاليان بيامد و ناگهان بر شهر مستولى شد . اين امر سبب شد كه رابطه غرناطه با مغرب بريده شود و ديگر از آن سوى آب مدد نرسد . مدتها بود كه جوش و خروش دولت بنى مرين در آن سوى آب فروكش كرده بود .
--> al a noicacifitceR anU : anecul ed oceS ) 1 . esaF . IIVX loV saladnA lA ( seirsaN somitlu sol ed airotsiH