محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
134
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
غرناطه در زيبائى به اوج خود رسيده بود . « 27 » امت اندلسى در سايهء پادشاه رشيد و عادل خود از نعمت امن و آسودگى برخوردار بود ، ولى در اين سالهاى صلح و آسودگى كمتر در انديشهء آن بود كه براى روزهاى سختى كه در پيش داشت ساز و برگ دفاع بيندوزد . سلطان يوسف بن يوسف در سال 820 ه / 1417 م پس از نه سال فرمانروايى وفات كرد . اميرى خردمند و سياستمدار و دلير بود . ملت خود را دوست مىداشت . ايام كوتاه حكومت او در تاريخ مملكت غرناطه نيك مىدرخشد . 3 پس از سلطان يوسف ( سوم ) چند تن ديگر از اميران ناتوان بر تخت پادشاهى غرناطه استقرار يافتند . نخستين آنها پسرش ابو عبد الله محمد ( - محمد هشتم ) ملقب به الايسر بود . ابو عبد الله اميرى تندخو و خودخواه بود . با مردم نيز هيچگونه ارتباطى نداشت . در مراسم عمومى شركت نمىجست . وزيرش يوسف بن سراج تنها واسطهء ميان او و بزرگان مملكتش بود . اين وزير زعيم بزرگترين و شريفترين خاندانهاى غرناطه بود . با فرزانگى و نرمخويى كارهاى مملكت را اداره مىكرد . زندگى بنى سراج در سالهاى بعد با مبالغه و افسانه آميخته شد . آنسان كه المقّرى مىگويد به قبايل مذحج و طى نسب مىرسانند و از يكى از بطون اصيل عربى هستند كه در آغاز فتح اندلس به آنجا مهاجرت كردهاند . منازلشان در قرطبه و نواحى جنوبى مرسيه بود ولى تا اين سالها بر صحنهء حوادث تاريخ اندلس ظهور نكرده بودند . در غرناطه به درجهاى بس رفيع فرارفتند ، آنسان كه خود را رقيب سلاطين مىشمردند . « 28 » از عهد سلطان ابو عبد الله
--> ( 27 ) . dibi ednoC . 04 . P . III . V ) 6091 ( adanarG ed airotsiH : artnaclA etneufaL . 891 791 . P . III . V : ( 28 ) . رجوع كنيد به نفح الطيب ج 1 / ص 138 . و نيز مقاله خاورشناس سيبولد در malsI'l ed cycnE تحت عنوان segarrecnebA