محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

132

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مىبينند و متعلق به يكى از دو طرف باشند حق دارند كه در بنادر آن ديگر تعمير شوند . و هرگاه دشمنى كشتى يكى از طرفين را بربايد و به آبهاى طرف ديگر برد آن طرف نبايد اجازه دهد كه كالاهاى درون كشتى در بنادر او فروخته شود . همچنين است حكم اشخاص و متاعى كه از يكى از طرفين ربوده مىشود . در مورد افراد رعيت و آزاد ساختن آنان چنين آمده است كه هرگاه يكى از دو طرف شهرى را از دشمن خود بستاند و در آن شهر رعاياى طرف ديگر باشد بايد در حال آنان را به مال و جان امان دهند . همچنين است حكم كشتيهايى كه يكى از طرفين از دشمن خود تصرف مىكند و هرگاه اسيرى از يك طرف در نزد طرف ديگر باشد بايد در برابر صد دينار زر از بابت هر شخص آزاد گردد . و اگر آن اسير ملك كسى شده باشد بايد بهاى آن را بدهد و آزادش كند . هر دو طرف ملزم‌اند كه هيچ اسيرى را پنهان نكنند و هرگاه يكى از همسايگان تابع يك طرف به اراضى طرف ديگر داخل شود و از آنجا اسير يا متاع يا مالى بياورد بايد كه اسير يا متاع يا مال را از او بازپس گيرند و مرتكب را مجازات كنند . « 25 » چون محمد بن يوسف بمرد برادرش يوسف ( سوم ) به جاى او نشست . يوسف سالها در دژ شلوبانيه محبوس بود . يوسف با موكبى عظيم به غرناطه درآمد مردم شادمانه استقبالش كردند . او را صفاتى پسنديده بود و مردم به او اميدها بسته بودند . نخستين كار او عقد پيمان دوستى با دربار قشتاله بود به مدت دو سال . ولى پس از سرآمدن مدت دولت قشتاله از تجديد آن سر باز زد . و از او خواستند كه اگر مىخواهد صلح بر دوام باشد بايد از دولت قشتاله فرمانبردارى كند و او را از اعلان جنگ بيم دادند . يوسف ( سوم ) نيز اين پيشنهاد را نپذيرفت و بسيج نبرد كرد . پادشاه قشتاله در اين سالها خوان دوم بود و تحت سرپرستى مادرش و عمش فرناندو پادشاهى مىكرد . تا مدت قرارداد سپرى شد سپاه مسيحيان به سردارى فرناندو وصى شاه به اراضى غرناطه روى

--> ( 25 ) . . 371 . ON , nogarA ed anoroC al ed ovihcrA