محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
117
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
برآورد و پرشكوهترين و مبتكرانهترين رواقهايش را ساخت و بر زيور و زينت آن درافزود كه هنوز هم نشانههاى آن برجاست . در عصر او علوم و ادبيات شكوفا شد و صيت شهرت علماى مسلمان همه جا را بگرفت . مخصوصا در نجوم و شيمى اشتهاردى عظيم يافتند . روابط دولت غرناطه با دولت بنى مرين بر يك روال نبود گاه دوستانه بود و گاه خصمانه . ولى شكى نمىتوان داشت كه دولت بنى مرين بازويى توانا بود كه همواره دولت غرناطه را در برابر تجاوز يارى مىداد . بنى مرين در اين راه خدمات مهمى انجام داده بودند و فداكاريهاى بسيار نموده بودند و گاه آنچنان شكستى به مسيحيان وارد مىآوردند كه ياد شكوهمند زلاقه و الارك را در خاطرهها زنده مىكردند . در واقع اگر ياريهاى بنى مرين و گرفتاريهاى داخلى دولت قشتاله نبود ، دولت بنى الاحمر نمىتوانست بر روى پاى خود بايستد . در اين سالهاى سراسر حادثه ستارهء اقبالشان درخشيد و بقاى اسلام را صد سال ديگر در اندلس ادامه دادند . ولى بدبختانه دولت غرناطه پيوسته با اين همپيمان طبيعى خويش راه خلاف مىپيمود حتى يك بار ابن الاحمر سبته را كه از بلاد مغرب بود به تصرف خويش درآورد . البته بنى مرين هم گاه مرتكب اعمالى مىشدند كه زبان شكايت فرمانروايان غرناطه مىگشود . از جمله آنكه مخالفان و ياغيان دولت غرناطه را بر ضد آن يارى مىدادند . و اين خود جنگهاى داخلى را شدت مىبخشيد و نيرويى كه بايد صرف دفاع در برابر حملات دشمن مشترك گردد صرف كشاكشهاى داخلى مىگرديد . دولت بنى مرين پس از وفات سلطان ابو الحسن در سال 752 ه / 1351 م دستخوش دورهء ضعف و انحلال شد و به گرداب جنگهاى داخلى غوطهور گرديد ، از آن پس اندلس تنها بازوى نيرومند پشتيبان خود را از دست داد . در روابط غرناطه و بنى مرين عصر ديگرى آغاز شد كه بيشتر روابط دربارى بود كه پيوسته با دسايس معمول كاخهاى سلطنتى توام بود . در اين عهد ديگر لشكرهاى مغرب راه عبور به اندلس و نبرد با دولتهاى مسيحى را فراموش كردند و هرگز نظير آنچه در ايام ابو يوسف و ابو يعقوب و ابو الحسن اتفاق مىافتاد ، صورت نبست . سپاه مغرب تنها يك بار آن هم براى يارى شورشيان بر ضد غرناطه به جبل طارق رفت . و ما در آن باب