محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

88

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

لشكرى بىشمار بيامد كه بيشتر پيادگان و تيراندازان بودند و در اول ماه صفر سال 512 ه سرقسطه را محاصره كرد . مسلمانها نيز به دفاع بيرون آمدند و ميان دو لشكر نبرد درگرفت . روميان به مسلمانان حمله كردند . مردم منهزم شدند و روميان در پى ايشان بودند تاربض الدباغين و از آنجا تا پل . مردم روى پل ازدحام كردند . روميان نيز بر سر پل آمدند . مسلمانان پل را آتش زدند . پل سراسر آتش گرفت . اگر نه اين بود كه ميان ربض و شهر جنگ در جريان بود سپاهيان مهاجم شكست مىخوردند . مردم شهر آن شب سلاح از تن برنگرفتند و دروازه‌ها را بستند و محاصره و جنگ ادامه داشت . اذفونش كه از جنگ بر كنار مانده بود پس از پانزده روز برسيد و به يارى دشمن پرداخت . مسيحيان پس از يك ماه بر دژ غلبه يافتند . اين دژ در جعفريه بود و در حدود يك ميل از سرقسطه دور . عبد اللّه بن مزدلى در اوايل آمدن لشكر روميان به سرقسطه با سپاه خود در جيان بود تا مگر در برابر طليطله مقاومت ورزد » . ابن عذارى بر اين مىافزايد كه « چون فشار دشمن بر سرقسطه مدت گرفت و مردم شهر از شهر گريختند و پل نيز در آتش سوخت و دشمن دژ مدافع شهر را در جعفريه تصرف كرد ، خبر به عبد اللّه بن مزدلى رسيد با لشكر خود بيامد ، از قرطبه نيز مدد رسيد . مردم سرقسطه قويدل شدند . سپاه مرابطين به طرسونه رسيد در حالى كه دشمن حملهء خود را شدت بخشيده بود . عبد اللّه به تعقيب دشمن رفت و در فاصله كوتاهى به او رسيد . خداوند شكست در لشكر خصم افكند به دست مزدلى . در اين غزوه عجايبى به ظهور رسيد كه مدتها بود كه مانند آنها ديده نشده بود . مزدلى بر تطيله استيلا جست و در آنجا درنگ كرد و دشمن از سرقسطه برفت . امير مزدلى چنان ديد كه اكنون فرصت آن رسيده كه از پى دشمن رود . بار و بنهء خود و مددى را كه از قرطبه رسيده بود رها كرد و فوجى از دليران سپاه برگزيد و آهنگ سرقسطه نمود . در اواخر ماه جمادى الآخر به شهر داخل گرديد . مردم را هواى جنگ در سر افتاد . در خلال اين احوال عبد اللّه بن مزدلى در ماه رجب بمرد . مرگ او را پوشيده داشتند . سپس خبر منتشر شد و به گوش ابن رذمير رسيد از اين رو بار ديگر به طمع تصرف شهر افتاد . در اين هنگام خوردنى در شهر نمانده بود و زمان تسليم فرارسيده بود . اين بود كه در روز چهارشنبه ماه رمضان همان سال