محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

82

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

دو نظر حائز اهميت بود : از نظر سوق الجيشى و از نظر قومى . از نظر نخست سرقسطه از مركز اندلس كه مقر حكومت مركزى بود فاصلهء بسيار داشت . شهر چونان دژى استوار بر كرانهء چپ رود ابرو orbE ( ابره ) قرار داشت با باروهاى بلند و محكم . همواره كسانى كه در اين شهر فرمان مىراندند رابطهء خود را از حكومت مركزى مىبريدند و دعوى استقلال مىكردند . از سوى ديگر سرقسطه با آن موقعيت استوار خويش همانند بارويى طبيعى ميان اراضى مسلمانان و مسيحيان فاصله شده بود . اما از نظر قومى واقع شدن مملكت سرقسطه در ميان ممالك مسيحى - يعنى ميان امارت برشلونه از جانب شرقى و دو مملكت آرگون و ناوار ( نبره ) از سوى شمالى و مملكت قشتاله در مغرب آن - مجبور بود نسبت به همسايگان مسيحى خود سياست ويژه‌اى اتخاذ كند و بيشتر به صلح و مدارا گرايد تا بتواند خود را از شر همسايگان آزمند خويش در امان دارد . ملوك سرقسطه افزون بر اين همواره در لشكر خود افواجى از مزدوران مسيحى را جاى مىدادند . برخى از آنان سرداران نام‌آورى بودند چون السيد الكمپيادور و گاه نيز با پادشاهان مسيحى پيمانهاى دوستى مىبستند و به آن پيمانها نيز اعتماد مىكردند . بدين‌گونه مملكت سرقسطه به سبب موقعيت و سياست خاصى كه داشت از ديگر امارات اسپانياى مسلمان جدا افتاده بود . سرقسطه به هنگامى كه مرابطين به شبه جزيرهء اسپانيا درآمدند و لشكرهايشان پىدرپى شهرهاى مركزى و شرقى را به تصرف درمىآورند ، چنين وضعى داشت . مرابطين در اواخر سال 503 ه / 1110 م به نداى دادخواهى مردم آن ديار نيز پاسخ دادند و آن آخرين شهر اندلس بود كه به تصرف ايشان درآمد . مرابطين از همان آغاز موقعيت دقيق سرقسطه را درك كرده بودند ، ازاين‌رو بيش از ديگر امارات به حفظ و حراست آن همت گماشتند . مملكت نيرومند آراگون همسايهء شمالى مملكت سرقسطه بود و توانسته بود برخى شهرهاى شمالى آن را چون مونتشون و المناره و وشقه و بربشتر را تصرف كند و براى سرقسطه جز تطيله و لارده و افراغه و طرطوشه شهر مرزى آن در كنار درياى مديترانه جايى باقى نگذارد . سرقسطه هدف آزمندان قشتاله و آراگون بود . در تابستان سال 1085 م / 478 ه آلفونسوى سوم پادشاه قشتاله در پى استيلايش بر طليطله شهر سرقسطه را نيز