محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

76

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

از عرب و زناته و مصامده و ديگر قبايل بربر با او بودند . ابتدا به قرطبه رفت و در بيرون شهر لشگرگاه برپا كرد . نمايندگان مردم شهر به سلامش آمدند و او از سخنان ايشان به اوضاع آن بلاد آگاه شد . از جمله كارهاى او در اين سفر عزل قاضى ابو الوليد بن رشد ( جد ابن رشد فيلسوف ) از قضاى قرطبه بود . امير المسلمين ، ابو القاسم بن حمدين را به جاى او منصوب داشت « 1 » . در آتيه خواهيم ديد كه اين عزل و نصب به علتى بوده است . اما ابن عذارى مىگويد كه على بن يوسف چون به اندلس درآمد به اشبيليه رفت و در آنجا لشكرهاى نواحى مغرب و اندلس به او پيوستند و علما و فقها و مجاهدين از قرطبه بيامدند . همچنين جماعتى از متطوعه از غرناطه . و در باب غزوات او در اين سفر گويند كه با سپاه خود به اراضى پرتغال رفت و در قلمريه ( به قول ابن ابى زرع سنبريه و به قول ابن عذارى قلموريه ) جنگ كرد و كشتار و تاراج بسيار نمود و جمعى را نيز اسير كرد . قواى ملكهء پرتغال تريسا ( ترزا ) نتوانست به خوبى دفاع كند . مسيحيان از برابر امير المسلمين در هرجا كه مصاف دادند گريختند و در دژها و كوهها پناه گرفتند و او « بلاد شرك را زير پى لشكر بىشمار خود در نورديد » « 2 » . از اقوال روايات مسيحى مستفاد مىشود كه على بن يوسف به حوالى قلمريه رسيد . حتى قلمريه را محاصره كرد و به جنگ آن را تصرف نمود . اين واقعه در روز بيست و دوم ژوئن سال 1117 م اتفاق افتاد كه با روز هجدهم ماه صفر سال 511 ه مطابق است « 3 » . البته اگر على بن يوسف بنا به روايت ابن عذارى در اواخر محرم به اندلس رفته باشد نمىتواند در هجدهم ماه صفر در قلمريه باشد مگر اينكه بگوئيم حركت او در اوايل محرم بوده يا آنكه قلمريه يك ماه بعد به دست مرابطين افتاده است . ظاهرا على بن يوسف قلمريه را مدت درازى نگه نداشت . پس از فتح آن ، بنا به قول ابن عذارى ، به اشبيليه بازگشت . سبب آن بود كه قلمريه شهر دور دستى بود و نگهدارى آن در منطقه‌اى كه مسيحيان از هرسو آن را احاطه كرده بودند

--> ( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 106 . ( 2 ) . الحلل الموشيه ، ص 63 . ( 3 ) . . 632 . P sedivaromlA sol ed siD y . ceD : arednoC . F