محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
73
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
4 در آغاز سال 503 / 1109 م در قرطبه حادثهاى اتفاق افتاد كه با وجود آنكه ظاهرا حائز اهميتى نبود ولى در حوادث آينده تأثيرى عظيم داشت و آن سوزاندن كتاب احياء علوم الدين امام ابو حامد غزالى بود . ابن القطان مىگويد كه اين حادثه در آغاز سال 503 ه اتفاق افتاد ، يعنى چند هفته پيش از ورود امير المسلمين على بن يوسف به اسپانيا . امير المسلمين يوسف بن تاشفين در اواخر عمرش با امام محمد غزالى روابطى حسنه برقرار كرد و از او بدان سبب كه عميد فقهاى مشرق بود در كارهاى بزرگ فتوا مىخواست ، از جمله در باب خلع ملوك الطوايف از او استفتاء كرد « 1 » . غزالى نيز يوسف بن تاشفين را به گونهء يكى از يارىكنندگان اسلام ارج مىنهاد ، تا آنجا كه گويند عزم آن كرد كه براى ديدار او به مغرب سفر كند ، ولى چون به اسكندريه رسيد خبر يافت كه يوسف در سال 500 ه وفات كرده است . ازاينرو فسخ عزيمت كرد « 2 » . ولى اوضاع در عهد پسرش على بن تاشفين ديگرگون شد . على مردى زاهد و پرهيزگار بود . فقهاى مالكى را بر ديگران برترى مىداد و در كارها با آنان مشورت مىنمود . ازاينرو در عهد او نفوذ فقها در مغرب و اندلس افزون شد تا آنجا كه دست به هيچ كارى از خرد و كلان نمىزد جز به رأى آنان . اين امر سبب شد كه بعدها بر دولت استيلا يابند . يكى از آنان كه در امير المسلمين على بن يوسف نفوذ فراوان داشت ، قاضى قرطبه ابو عبد اللّه محمد بن حمدين بود . در اين ايام فقهاى مالكى را به علم فروع يعنى علم عبادات و معاملات توجهى شگرف بود و علم اصول يا اصول دين را از نظر افكنده بودند . در نزد امير المسلمين كسى از همهء مزاياى دولت او بهرهور بود كه از علم فروغ نيك بهرهمند باشد « 3 » . چون كتب امام غزالى و پيش از همه احياى علوم الدين به مغرب رسيد و مطالب آنها
--> ( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 187 و 188 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 247 . و نيز جلد دوم همين كتاب ، ص 346 . ( 2 ) . ابن خلكان ، ج 2 / ص 488 . ابن دينار ، المونس فى اخبار افريقيه و تونس ، ص 106 . ( 3 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 95 ، 96 .