محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
55
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
بود . مادر اين پسر « زائده » زن سوگلى آلفونسو بود . « زائده » زنى مسلمان بود كه مسيحى شده بود و پيش از اين زوجه فتح بن معتمد بن عباد بود . و ما داستان او را در جلد دوم اين كتاب آورديم « 1 » . سانچو در اين زمان كودكى يازده ساله بود . مشاوران پادشاه يا زنش زائده اشارت كرده بودند كه فرزند خود سانچو را در رأس اين لشكر بفرستد ، باشد كه سبب برانگيخته شدن روح حماسه در سپاهيان گردد . الفونسو نيز بپذيرفت و او را با مربىاش گارسيا اردونيث بفرستاد . صاحب روض القرطاس به اين واقعه اشاره مىكند و براى آن تفسيرى جالب مىآورد كه زوجهء الفونسو به او گفت كه فرزند خود را به جاى خود همراه سپاه كند تا در برابر تميم بن يوسف قرار گيرد . زيرا تميم پسر پادشاه مسلمانان است و سانچو پسر پادشاه روم . پادشاه قبول كرد و پسر خود را با لشكرى گران از سران و دليران روم بفرستاد « 2 » . سپاه قشتاله با شتابى تمام بيامد تا دژ اقليش را برهاند . عصر روز پنجشنبهء پانزدهم شوال برابر با بيست و هشتم ماه مه بود . پىدرپى از نزديك شدن سپاه قشتاله خبر مىرسيد . در باب لشكر مرابطين و وضع و موقعيت سپهسالار آن ابو طاهر تميم اخبار مختلف است . صاحب روض القرطاس مىگويد كه ابو طاهر تميم چون از نزديك شدن قشتاليان خبر يافت ، خواست كه بازگردد و با آنان روياروى نگردد . محمد بن عايشه و محمد بن فاطمه و ديگر سرداران لمتونه او را بازداشتند و دل دادند كه نگريزد و كار را در نظرش آسان نمودند . بويژه آنكه سپاه دشمن را بيش از سه هزار سوار نمىپنداشتند . تميم در جاى خود بماند . چون هنگام غروب خورشيد قشتاليان برسيدند و تميم را چشم بر آن سپاه عظيم افتاد بار ديگر آهنگ بازگشت نمود ولى راهها به روى او بسته شده بود . سرداران لمتونه براى نبرد مصمم شدند . « 3 » ولى تميم در نامهاى كه پس از اين نبرد نوشته است وضع را به گونهء ديگر بيان مىكند و مىنويسد كه چون قشتاليان نزديك شدند « دو سردار كار ديدهء نيك رأى
--> ( 1 ) . تاريخ دولت اسلامى در اندلس ، ج 2 / ص 355 . ( 2 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 104 . ( 3 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 104 .