محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
46
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ملك الملوك و ما تركت لعامل * عملا من التقوى يشارك فيه يا يوسف ما انت الا يوسف * و الكل يعقوب بما تطويه اسمع امير المؤمنين و ناصر ال * دين الذى بنفوسنا نفديه جوزيت خيرأ عن رعيتك التى * لم ترض فيها غير ما يرضيه وصل الجهاد الى الجهاد موفقا * حتم القضاء بكل ما تقضيه و يجئى ما دبرته كمجيئه * فكأن كل مغيب تدريه متواضعا للّه مظهر دينه * فى كل مايبديه او يخفيه « 1 » امير المسلمين يوسف بن تاشفين پس از خود امپراطورى عظيمى كه به حق بزرگترين امپراطورى اسلامى بود ، بر جاى نهاد . اين امپراطورى شامل دو قطر از مهمترين اقطار اسلامى در قرون وسطى بود . يكى مغرب و يكى اندلس . حد شرقى آن تونس بود و حد غربى آن اقيانوس اطلس . شمال آن به رود تاجه در قلب اسپانيا پهلو مىزد و جنوبش به بلاد سياهان و رود نيجر پيوسته بود . براى آنكه به عظمت معجزهء سياسى و نظامى يوسف پى ببريم كافى است تنها به نيم قرن پيش از وفات او بازگرديم و بر اوضاع مغرب و اندلس در آن ايام نظرى بيفكنيم . مغرب در آن ايام دستخوش بدترين تفرقهها و آشوبها بود . سراسر آن ميان جمعى از زعماى قبايل تقسيم شده بود و هر قسمت را اميرى بود كه با ديگر امرا سر جنگ و ستيز داشت . خردك جنگهاى داخلى آباديها و باديههايش را نابود كرده بود و فقر و نابسامانى به سراسر نواحى آن حكمفرما بود . تا آنگاه كه مرابطين در جنوب غربى آن قيام كردند و سپاهى سلحشور بسيج نمودند و به ديگر اقطار مغرب گسيل داشتند و بر آن اميرنشينهاى پراكنده غلبه يافتند و همه را در زير يك پرچم درآوردند و دولتى واحد تشكيل دادند . اين اقدام در واقع يكى از جنبشهاى ملى بود كه در مغرب اتفاق افتاد . يوسف بن تاشفين در اين پيكارها بيشترين نصيب را داشت تا دولت عظيم مرابطى پاى به عرصهء وجود نهاد و شهر مراكش در مركز آن پايتخت بزرگ دولت جديد گرديد . چون دولت مرابطى استوارى گرفت در مغرب نيز نظم و امنيت برقرار گرديد . آنچنان نظم و امنيتى كه هرگز كس به چشم خود نديده بود . اما
--> ( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ( برگهاى ياد شده : هسپريس ، ص 64 ، 65 و 66 )