محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

88

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

رثاء و ما از اين پس به آن اشاره خواهيم كرد . ديگر از وزيران او بنى القبطرنه ، ابو بكر بن عبد العزيز البطليوسى و برادرانش ابو محمد و ابو الحسن هستند . اين سه از شاعران بزرگ اندلس بشمارند . در ايام فرمانروايى المتوكل عمر بن محمد مملكت بطليوس در امنيت و صلح و آرامش آرميده بود و دربار او در سايهء امير حكيم و دانشمند آن در ميان ديگر دربارهاى ملوك الطوايف مىدرخشيد . در واقع مملكت بطليوس با وجود حوادثى كه در عهد المظفر محمد بن عبد اللّه الافطس بر آن نازل شده بود ، باز هم از حيث انتظام احوال و وجود امنيت و آسايش بر بسيارى از دولتهاى طوايف برترى داشت . عبد الواحد المراكشى مىگويد كه ايام بنى المظفر ( يعنى بنى الافطس ) « در مغرب اندلس جشنهايى بود و شاعران از اطراف به آنجا مىآمدند و قصايد خود مىخواندند و اين مجالس سبب شد كه ذكر جميل ايشان در سراسر ايام باقى بماند . » « 10 » در عصر المتوكل عمر بن محمد ، وزير ابن الحضرمى زمام برخى امور را در دست داشت . ابن الحضرمى مردى تندخو و بدسيرت بود و بر مردم ستم مىكرد ؛ از اين‌رو از وزارت عزلش نمود و دست او از كارها كوتاه ساخت . وزير نامه‌اى نوشت و پوزش خواست و طلب عفو نمود . المتوكل او را پاسخى شايان داد و همهء اعمال ناپسند او را فرايادش آورد و به كارش نپذيرفت . « 11 » در ايام المتوكل در مملكت همجوار او طليطله حوادثى رخ داد كه در مملكت بطليوس هم بىتأثير نبود ، از اين قرار كه يحيى بن ذو النون صاحب طليطله ملقب به القادر باللّه ، اميرى ناتوان و بدخوى بود . جمعى از اعيان شهر او را حمايت مىكردند . در سال 472 ه در طليطله آشوبى بر ضد او برپا شد و شورشيان را آهنگ آن بود كه بگيرند و بكشندش . يحيى بن ذو النون از شهر بگريخت و جان خويش برهانيد و به يكى از دژهاى بيرون شهر پناه برد . اعيان شهر را بيم آن شد كه نظام كشور در هم ريزد و هرج ومرج همه‌جا را فراگيرد ؛ از اين‌رو نزد المتوكل عمر بن محمد آمدند و از او خواستند كه براى ضبط اوضاع به شهر بيايد . المتوكل با اكراه دعوت ايشان قبول كرد و از

--> ( 10 ) . المراكشى : المعجب ، ص 42 . ( 11 ) . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 41 .