محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

72

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

است كه رسول آلفونسو كه در سال 472 ه / 1079 م براى گرفتن جزيه آمده بود سوار سلحشور مشهور قشتاله رودريگو دياث‌دو ويوار ملقب به السيد الكمپيادور يا چنان كه در روايات عربى آمده السيد الكنبيطور بود . چون السيد به اشبيليه رسيد ، قواى بربرى امير غرناطه با جمعى از سپاهيان مسيحى به اراضى اشبيليه حمله كرده بود . السيد از همكيشان خود خواست كه دست از تجاوز بردارند . و اين به سبب مراتب مودتى بود كه ميان آلفونسو و دوستش امير اشبيليه به وجود آمده بود . چون مهاجمان به سخن او گوش ندادند با شمار اندكى از سپاهيان كه به همراه داشت بر دشمن تاخت و توانست آنان را به هزيمت دهد . المعتمد بن عباد از اين اقدام شادمان شد و علاوه بر جزيهء هرساله مقدار كثيرى تحف و هدايا به عنوان پادشاه قشتاله همراه او كرد . « 18 » بدين‌گونه المعتمد بن عباد ، با وجود وسعت كشورش و درآمد فراوانش نتوانست خود را از زير يوغى كه آلفونسو بر گردن ديگر امراى طوايف گذاشته بود آزاد سازد . سبب آن بود كه المعتمد مىديد نمىتواند با دل آسوده حكمروايى كند مگر آنكه رشته‌هاى مودتش را با آلفونسو استوار سازد و در حفظ پيمان دوستى بكوشد . در روايات قشتالى از اين معاهدات خبر آمده ، ولى زمان آن معين نشده است . آنچه هست اين است كه وزير ابن عمار نزد پادشاه ليون رفت و با او براى عقد قراردادى به گفتگو پرداخت و خلاصهء آنچه بر آن اتفاق كردند اين بود كه پادشاه قشتاله المعتمد را در جنگهايش بر ضد ديگر دشمنان از امراى مسلمان يارى دهد و المعتمد هرسال جزيه‌اى كلان بپردازد و به جنگ اراضى جنوبى مملكت طليطله لشكر برد . آنگاه اراضى شمال جبال سييرامورنا يا جبل الشارات را به او تسليم نمايد . روايات قشتالى مىافزايند كه المعتمد بن عباد به اين مناسبت يا مناسبت ديگر يكى از دختران خود را نزد پادشاه قشتاله فرستاد كه زوجهء او گردد . نام اين دختر در روايات قشتالى « زائده » آمده است . اين خود داستانى دارد كه در جاى خود از آن ياد خواهيم كرد . « 19 » اما امور آن‌سان كه المعتمد بن عباد انتظار داشت جريان نيافت . در سال 475 ه / 1082 م آلفونسوى ششم برحسب معمول سفير خود را نزد المعتمد بن عباد فرستاد . در رأس اين گروه مردى يهودى بود به نام ابن شاليب . رسولان پادشاه قشتاله در بيرون

--> ( 18 ) . . 162 - 952 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R ( 19 ) . . 404 . p , II . V , ) 1881 , dirdaM ( anapsE ed lareneg airotsiH : etneufaL otsedoM