محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

61

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

اين‌گونه عوامل مادى و معنوى سبب شده بود كه آتش مبارزه را ميان مملكت غرناطه - دژ بربرها در جنوب - و مملكت اشبيليه تيزتر كند . مملكت غرناطه در عهد پادشاه آن باديس بن حبوس الصنهاجى به اوج اعتلاى خود رسيده بود . باديس پسر خود بلقين را پس از خود به ولايت‌عهدى تعيين كرده و سيف الدوله لقب داده بود . ولى سيف الدوله را زهر دادند و كشتند و اين حادثه‌اى پيچيده بود . در خلال اين احوال ، مبارزهء مستمر ميان المعتضد بن عباد و بربر ادامه داشت و نيروى باديس روز به روز روى به نقصان نهاده بود . چون در سال 465 ه / 1073 م باديس وفات كرد ، نوه‌اش عبد اللّه بن بلقين در فرمانروايى غرناطه جانشين او شد و نوهء ديگرش تميم در فرمانروايى مالقه . ولى هنوز يك سال از وفاتش نگذشته بود كه المعتمد بن عباد لشكر به جيان برد . جيان يكى از مهمترين شهرهاى شمالى مملكت غرناطه بود . المعتمد در سال 466 ه / 1074 م بر آن مستولى شد و از مملكت غرناطه جز پايتخت و ربضهاى آن چيزى باقى نماند . در چنين وضعى ، امير غرناطه انديشيد كه از مسيحيان يارى جويد و المأمون بن ذو النون را واسطه قرار داد كه با آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله عقد دوستى بندد و با او هم‌پيمان شود و جزيه به گردن گيرد . قضا را در همين ايام المأمون بن ذو النون موفق شد كه قرطبه را از ابن عباد بگيرد ( سال 467 ه ) . هزيمت المعتمد سبب شد كه به‌گونه‌اى خطر از غرناطه دور گردد . عبد اللّه بن بلقين بعد از اين با جمعى از هم‌پيمانان مسيحى خود به اراضى ابن عباد حمله كرد و در آنجا دست به تاراج و كشتار زد و توانست دژ قبره در نزديك جيان را بازپس ستاند . « 3 » المعتمد در برابر اين حركت دست‌بسته باقى نماند . به نوبهء خود متوجه مسيحيان شد و وزير شهير خود ابو بكر بن عمار را نزد پادشاه قشتاله آلفونسوى ششم فرستاد و با او پيمانى بست و در مقابل ، پنجاه هزار دينار به او پرداخت نمود . از مواد اين پيمان يكى آن بود كه آلفونسو ، المعتمد را در فتح غرناطه يارى دهد و چون فتح ميسر شد ، شهر از آن المعتمد باشد و ذخاير قلعهء الحمراء از آن آلفونسو . اين معاهده به زودى اثر خود را بخشيد ؛ زيرا مسيحيان به تخريب اراضى غرناطه پرداختند ، بويژه اراضى مرتع

--> ( 3 ) . . 062 752 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R