محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

58

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

به سلحشورى و بخشندگى اشتهار داشت . از جنبه‌هاى لذتجوييها و باده‌گساريها و غوطه‌ور شدن او در لهو و عياشيهايش كه بگذريم و از خطاهاى بزرگ سياسىاش - كه باعث بدبختى اندلس و ناكاميها و محنتهاى خودش گرديد - كه چشم‌پوشى كنيم ، آنگاه شخصيت انسانى و هنرى او آشكار مىشود : چهره‌اى درخشان كه ديهيم نبوغ شعر و ادب بر سر دارد و متحلى به صفات عاليهء انسانى چون ترحم و رقت است . المعتمد بن عباد در ايام حيات پدرش المعتضد والى شهر شلب بود . در سال 455 ه / 1063 م كه بنى عباد شلب را تصرف كردند ، المعتمد به امارت آن منصوب گرديد . در اين مدت وزير يا امينش ابو بكر بن عمار بود . ابن عمار در اشبيليه نيز وزارت او يافت و در زمرهء مشاهير درآمد و در ميدان سياست و لشكرگرايى كارهاى شگرف كرد . المعتمد بن عباد ايام جوانى خود را در شلب گذرانيد . شلب شهر زيباى دورافتادهء پرتغال همواره براى او شهر خاطرات خوش آن ايام بوده است ؛ ايامى كه همه در لهو و نشاط مىگذشت . اين خاطرات كه هيچگاه از ذهن او زدوده نگرديد زينت‌بخش برخى قصايد او شد . در يكى از اين قصايد وزير خود ابن عمار را به هنگامى كه او را به شلب مىفرستد تا به كارهاى آنجا رسيدگى كند ، مخاطب قرار مىدهد : الا حى اوطانى بشلب ابا بكر * و سلهن هل عهد الوصال كما ادرى و سلم على قصر الشراجيب من فتى * له ابدا شوق الى ذلك القصر منازل آساد و بيض نواعم * فناهيك من غيل و ناهيك من خدر و كم ليلة قدبت انعم جنحها * بمخصبة الارداف مجدبة الخصر و بيض و سمر فاعلات بمهجتى * فعال الصفاح البيض و الاسل السمر و ليل بسد النهر ليلا قطعته * بذات سوار مثل منعطف البدر