محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
54
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فكم من عدة قتلت * منهم بعدها عده نظمت رؤوسهم عقدا * فحلت لبة السده « 30 » اين خصلت شعردوستى و شاعرپرورى سبب شده بود كه المعتضد جماعتى از بزرگترين شاعران و نويسندگان عصر خود را در سلك وزراى دولتش درآورد . پيشتر از همهء آنان ابو الوليد بن زيدون پيشوا و قطب شعر اندلس بود . پيش از اين در زمرهء وزراى بنى جهور در قرطبه بود . سپس روزگارش بد شد و در سال 441 ه از قرطبه به اشبيليه رفت . المعتضد مقدمش گرامىداشت و او را در شمار وزيران خويش درآورد و مورد اعتماد و توجه خود ساخت . ابو الوليد بن زيدون تا پايان حيات همچنان برخوردار از عزت و رفعت و نفوذ بود . ابن زيدون در خدمت چنان طاغيهاى به حيات خويش اميد نداشت ؛ از اينرو چون المعتضد بمرد ، شادمان شد و اين دو بيت را سرود : لقد سرنى ان النعى موكل * بطاغية قدحم منه حمام تجانب صوب الغيث عن ذلك الصدا * و مر عليه المزن و هو جهام « 31 » ديگر از وزراى او ابو محمد عبد اللّه بن يوسف بن عبد البر بن ابى عمر صاحب كتاب بهجة الجالس و انس المجالس بود . ابو محمد كاتب و سخنگوى او نزد ديگر رؤسا بود . نثرش روان و زيبا و اسلوبش دلنواز بود . من نمونههايى از نثر او را در رسالهاى كه در مرگ اسماعيل بن المعتضد نوشته بود ديده و از آن قطعههايى برگزيدهام . جز اينكه او نيز مردى خوشبخت نبود و همواره در بيم آن بود كه از المعتضد به زيان او شرى زايد . عاقبت ماندن نتوانست و فرار برقرار ترجيح داد و جان خود برهانيد و اشبيليه را
--> ( 30 ) . رجوع كنيد به الذخيره . دوزى قطعاتى از آن را در كتاب خود آورده است : . 06 - 84 . p , II . V , muradidabbA . tsiH ( 31 ) . همان مآخذ و نيز رجوع كنيد به فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 71 .