محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
48
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ابن بسام در الذخيره صورت نامهاى را آورده كه المعتضد در باب اين واقعهء غمبار به رؤساى اندلس نوشته و از اعمالى كه پسرش مرتكب شده بود و تبرئهء خويش در ريختن خون او كه در نامه خائن و غدار توصيف شده ، سخن گفته است . اين نامه را كاتب المعتضد ، ابن عبد البرار تجالا در برابر او در محضر وزرا و كتاب انشاء كرده و يكى از نمونههاى رفيع فصاحت و بلاغت است . كشتن المعتضد پسر خود را چيزى نيست كه در تاريخ اندلس نظايرى نداشته باشد . هفتاد سال پيش از اين واقعه المنصور بن ابى عامر پسر خود عبد اللّه را كشت و پيش از او الناصر لدين اللّه پسر خود را كه او نيز عبد اللّه نام داشت ، به قتل آورد و براى آن دو نيز چنين موقعيتهايى پيش آمده بود ؛ يعنى پسران مىخواستند زمام فرمانروايى از پدر بستانند و به حيات او خاتمه دهند . ولى آنچه درخور نظر است اين است كه المعتضد اولين اميرى است كه براى تبرئهء خود در اين خونى كه ريخته است براى امراى اندلس نامه مىنويسد . در واقع امرى طبيعى بود كه امير خودكامه و بدخويى چون المعتضد بن عباد با پسر خود چنين معاملهاى كند در صورتى كه به قصد كشتن او شبهنگام از ديوار بالا رفته و با تيغ آخته بر سر او تاخته باشد . اين روايت ، روايت مورخ معاصر او ابن حيان قرطبى است . در سال 451 ه المعتضد بن عباد خطبه به نام هشام المؤيد را در سراسر مملكت اشبيليه قطع كرد . مدت بيست و پنج سال بود كه در خطبهها او را دعا مىكردند ؛ يعنى از آن هنگام كه در سال 426 ه قاضى ابن عباد مدعى شد كه هشام المؤيد را زنده يافته است و با او بيعت كرد و نام او در خطبه آورد . گويند در اين زمان المعتضد بن عباد وجوه دولت خود را به مجلس خويش فراخواند و خبر داد كه هشام چندى پيش به سبب يك بيمارى مزمن مرده است ، ولى از بيم شدت گرفتن فتنه و افروخته شدن آتش جدال ميان او و امرايى كه طرفدار او بودهاند مرگش را اعلام نكرده است ؛ اكنون كه فتنهها فروكش كرده حقيقت را آشكار مىكند . از اين پس هشام به تاريخ پيوست و ديگر براى هميشه به فراموشى سپرده شد . ابن حيان به ريشخند مىگويد : « براى بار سوم مرگ هشام المؤيد را اعلام كردند . انشاء اللّه كه اينبار حقيقت داشته باشد . چند بار كشته شده و چند بار مرده است و هربار ، خاك را به يكسو زده و كفن از تن بردريده و پيش از دميده شدن در صور از قبر بيرون جسته است . »