محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

444

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فسادى كه در آنجا حكمفرما بود و مردم را دعوت مىكند كه مرتكب برخى كارهايى كه در آن عصر رواج داشته نشوند . مثلا زنان مسلمان به كليسا نروند تا مبادا كشيشان فاسق سبب بدنامى آنان گردند و مسيحيان در بلاد اسلامى ناقوس نزنند ؛ زيرا بانگ ناقوس از نشانه‌هاى بلاد نصارى است . همچنين مسيحيان و يهود كتب علوم اسلامى را نخرند ؛ زيرا اگر اين كتابها به دستشان بيفتد آنها را ترجمه مىكنند و به علماى خود نسبت مىدهند ، و پزشكان مسيحى و يهودى معالجهء مسلمانان را به عهده نگيرند . و از اين قبيل امر و نهىها كه پيش از اين هم به آنها اشارت رفت . ابن عبدون در پايان رسالهء خود گويد : « خلاصه آنكه دينهاى مردم فاسد شده است و جز اين نيست . . . كه دنيا فانى است و زمان به آخر خود رسيده است و پديد آمدن اين چيزها آغاز هرج‌ومرج و داعيهء فساد و انقضاى عالم است و اصلاح اين امور را جز پيامبرى به اذن خداوند نتواند . اگر زمان پيامبر نباشد اصلاح امور به دست قاضيى است كه خود را مسؤول همهء اينها شناسد كه هركس ياور مسلمانان باشد خدا ياور اوست . و بر آن قاضى است كه حق را آشكارا بگويد و دست به اصلاح امور زند و عدالت را مجرى داد و خود از قيد هوى برهد تا خداوند به عزت خويش يارىاش كند و در اعمال خير پيروزش گرداند . » « 22 » 5 همچنانكه در عصر ملوك الطوايف ، علوم و ادبيات شكوفا شد ، همچنين فنون و صناعات هم از شكوفايى خاص بهره‌مند بود . قصور ملوك الطوايف مركز هنرهاى زيبا بود و نمونهء زنده‌اى از ذوق و سليقهء مردم آن زمان در انتخاب زيورها و زينتهاى

--> ( 22 ) . رسالهء فى القضاء و الحسبهء ابن عبدون در مجموعه‌اى از سه رسالهء ديگر در حسبت به همت استاد لوى پروونسال چاپ شده و ضمن مطبوعات المعهد الفرنسى و الاثار در قاهره به چاپ رسيده است .