محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
420
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
گاهى برخى عبارات اين زبان رومى را كه « اللطينيه » مىگفتند ، بويژه در پارهاى مسائل علمى استعمال مىكردند . « 1 » چون دستگاه خلافت فروپاشيد و با رفتن آن حكومت مركزى نيز از ميان رفت و دول طوايف روى كار آمدند در احوال مسيحيان معاهد هم تغييراتى حاصل شد . البته چنين نبود كه اين تغيير همه بر ضد مصالح يا آزاديهاى ايشان باشد ، زيرا سرنوشت و اوضاع و احوال ايشان در هردولتى از دول طوايف مربوط به وضع خاص آن دولت و بر سياست محلى آن مبتنى بود . بهطور كلى مىتوانيم بگوييم كه با مسيحيان معاهد در ايام ملوك الطوايفى نيز آنچنان جوانمردانه رفتار مىشد كه در عصر خلفا . حتى گاه اين دول در چنان وضعى قرار مىگرفتند كه مجبور بودند با مسيحيان معاهد با نرمى و مداراى بيشترى رفتار كنند . چون توفان جنگهاى داخلى در قرطبه وزيدن گرفت و دستگاه خلافت فروپاشيد اوضاع و احوال مسيحيان معاهد هم روى در پريشانى نهاد . اينان به جبههء عامريان گرايش داشتند و از ستم و تجاوز بربرها مىترسيدند . وقتى بربرها بر پايتخت خلافت استيلا يافتند جمع كثيرى از ايشان در پى غلامان عامرى به شرق اندلس رهسپار شدند و آنگاه كه دولت بنى جهور در قرطبه روى كار آمد ، حكومت جماعت در تأمين معاهدين و حمايت ايشان سعى بليغ كرد . ابو الوليد بن جهور وزير خود ابن زيدون شاعر بزرگ را فرمان داد كه « در شؤون اهل ذمه نظر كند و مشكلاتى را كه بر ايشان پيش آمده است مرتفع سازد . » « 2 » اين توجه به امور مسيحيان معاهد منحصر به حكومت قرطبه نبود بلكه دول ديگر طوايف نيز براى تأمين رفاه و حمايت و جلب محبت معاهدين گامهايى برداشتند . علت اين سياست دوستانه روشن بود : مملكت مسيحى قشتاله از نظر نظامى مملكتى توانمند بود و آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله با حملات پىدرپى و مطالبات مالى ، دول طوايف را زير فشار مىگذاشت و امراى طوايف براى جلب دوستى او بر يكديگر سبقت مىگرفتند تا از شرش در امان مانند ؛ بعضى نيز از او براى جنگ با همسايگان مسلمان خود يارى مىطلبيدند . اقليتهاى مسيحى در شهرهاى بزرگ اندلس در چنين
--> ( 1 ) . . 124 814 . p , lonapsE led senegirO : ladiP . M . R ( 2 ) . ابن الابار : اعتاب الكتاب ( نسخهء خطى اسكوريال ) ، برگ 16 الف .