محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
402
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
هفده سال در زندان ماند . روايت مسيحى حاكى است كه آلفونسو چون بر تخت نشست خواست از خدمات المأمون بن ذو النون سپاس گويد به اين طريق كه او را بر ضد ابن عباد يارى دهد . پس افواجى از سپاهش را به يارى او برد و با وى به قرطبه رفت و در حوالى آن دست به كشتار و تاراج زد ؛ ولى المأمون به شيوهء ديگر كه فرستادهء او حكم بن عكاشه انديشيده بود در سال 1075 م بر قرطبه مستولى شد و قشتاليان به هيچوجه در آن حوادث شركت نداشتند . هنوز چند ماهى بر اين نگذشته بود كه المأمون بيمار شد و بمرد . پسرش هشام ملقب به القادر در طليطله به جاى او نشست ، و اين روايت مورخان مسيحى است . گويا اين هشام بيش از چند ماهى فرمان نرانده باشد ، يا اينكه به سبب پيوستگى شديدش به مسيحيان ، مردم او را خلع كرده باشند ؛ اما روايت عربى كه در نظر ما موثقتر مىنمايد حاكى است كه پس از المأمون ، نوادهاش ملقب به القادر به جايش نشست . « 8 » و اين دليل بر آن است كه هشام اندكى پيش از وفات پدر مرده است . به هرحال ، روايت مسيحى كه مىگويد پس از المأمون پسرش هشام به خلافت نشست مىخواهد عهدشكنى آلفونسو را توجيه كند ، زيرا قرار بر اين بود كه استقلال كشور ميزبان خود را در زمان حيات و مدت حكومت فرزند بزرگش محترم دارد ؛ از اينرو القادر كه مورد حمله و هجوم او قرار مىگيرد ، نه پسر بلكه نوادهء اوست و در اين معاهده شركت ندارد . « 9 » در واقع پس از مرگ المأمون بن ذو النون ، آلفونسو را هيچ كارى نماند جز آنكه لشكر به غزو طليطله برد و بر آن استيلا يابد . اين برنامه بنا به روايت سيلوس مذكور آن هنگام در ذهن آلفونسو شكل گرفت كه در طليطله مىزيست و فرصتى يافته بود كه در استحكامات شهر مطالعه كند و مواضع ضعف دفاعى آن را بشناسد و راههاى هجوم به شهر را در نظر گيرد . آلفونسو براى اجراى برنامهء خويش ترديد به خود راه نداد ؛ از اينرو از سال 1078 م به جمعآورى سازوبرگ و آذوقه پرداخت و اراضى طليطله را مورد حمله
--> ( 8 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 161 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 179 . ( 9 ) . . 404 . p , II . V , . dibI : etneufaL . M