محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

396

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

سانچو پيش از آنكه ميان او و برادرانش فتنه افتد همهء اهتمام خود را به سويى ديگر معطوف داشته بود . در اين هنگام سانچو پسر عموى او گارسيا بر ناوار حكومت مىكرد و سانچو پسر عموى ديگرش راميرو در آراگون فرمان مىراند . سانچو پادشاه قشتاله آهنگ تصرف ناوار و آراگون نمود . آن دو تا كه از نيات تجاوزكارانهء او آگاه شدند ميان خود پيمان دوستى و اتحاد برقرار كردند تا در برابر او ايستادگى كنند . چون به جنگ ايشان لشكر برد ، آن دو در مقابلش ايستادند و به سختى منهزمش نمودند . اين جنگ در سال 1067 م در ويانا واقع گرديد . نتيجه آن شد كه سانچو آن بخش از اراضى ناوار را كه پدرش در جنگ اتابوركا به دست آورده بود از دست بدهد . سال بعد از مرگ ملكه سانچا ، سانچو با لشكر خود در حركت آمد و مملكت ليون را مورد حمله قرار داد . برادرش آلفونسو لشكر به دفع او برد . دو لشكر در بلانتادا در ژوئيهء سال 1068 م بر كرانهء رود بسيرجا جنگ آغاز نهادند . آلفونسو شكست خورد و شتابان به ليون بازگرديد و در اين انديشه بود كه مبادا سانچو برخى اراضى قشتاله را تصرف كند . سپس سانچو بازگشت و به غزاى مملكت ليون رفت و تا مغرب آن را زيرپى سپرد . ميان دو برادر در جولنجار يا جلبيارس واقع بر نهر كريون نبرد درگرفت و قشتاليان شكست خوردند و خيمه‌هاى خود را رها كرده ، بگريختند . آلفونسو از تعقيب آنان چشم پوشيد تا مانع خونريزى شده باشد . سانچو مىخواست از پى كار خود رود ، ولى يكى از سواران سلحشورش پيش آمد و نصيحت كرد كه لشكرش را جمع آورد و سحرگاه كه هنوز هوا تاريك است حمله كند و اين به هنگامى بود كه سپاه ليون به پيروزى خود اطمينان يافته و از شروشور افتاده بود . صاحب اين رهنمود رودريگو دياث بود كه پس از اين به السيد معروف شد . اين نخستين‌بار است كه نامش در تاريخ آمده است . سانچو به اندرز او گوش داد و لشكر گردآورد و سپيده‌دم كه سپاهيان ليون در خواب بودند بر سرشان تاخت . در لشكر آلفونسو اضطراب و آشوب افتاد و بيشتر ايشان در خواب به قتل رسيدند . آلفونسو گريخت و به كليساى شهر كريون پناه برد . يافتندش و در دژ برغش به زندانش بردند و سانچو پيروزمندانه در ماه ژوئيهء سال 1071 م وارد ليون گرديد . در اين هنگام دونيا اوراكا كه برادر را بسيار دوست مىداشت وارد معركه شد و كوشيد تا او را از زندان برهاند . سانچو شفاعت او بپذيرفت ، ولى بدان شرط كه