محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

375

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و پادشاه قشتاله نتوانست بموقع به يارى هم‌پيمان مسلمان خود بيايد . المتوكل بن الافطس ناچار شد به قلعهء استوار بطليوس پناه ببرد ؛ ولى مرابطون قلعه را به عنف گرفتند و المتوكل و دو پسرش فضل و عباس را اسير ساختند و همهء اموالى را كه در آن قلعه پنهان كرده بودند پس از آنكه او را بشدت شكنجه كردند كشف نمودند . مرابطون بطليوس را تصرف كردند و المتوكل و پسرانش را به اين بهانه كه آنان را به اشبيليه مىبرند از بطليوس به در بردند و در راه اعدام كردند . « 25 » المتوكل را پسرى ديگر بود به نام المنصور . پدر او را با قسمت اعظم اموال خود به دژ شانجش فرستاده بود و اين در نزديكى قشتاله بود . چون از سرگذشت پدر و برادران خبر يافت با زن و فرزند و آن اموال نزد پادشاه قشتاله رفت و در حمايت او و در قشتاله اقامت گزيد و بر طبق برخى روايات به كيش مسيحيت درآمد . « 26 » بدين‌گونه حكومت بطليوس كه در ظل بنى الافطس هفتاد و پنج سال زيسته بود پايان گرفت و سراسر نواحى غربى اندلس نيز به تصرف مرابطون درآمد . محنت و رنجى كه گريبانگير بنى الافطس شد ، احساسات شعرا را برانگيخت همچنانكه پيش از اين نسبت به بنى عباد برانگيخته بود و در رثاى ايشان و دولتشان قصايد پرداختند . از جمله ابو محمد عبد المجيد بن عبدون وزيرشان كه خود شاعرى توانا بود در زوال اين دولت مرثيه‌اى سروده كه در زمرهء شيواترين و مؤثرترين مراثى اندلسى است به اين مطلع : الدهر يفجع بعد العين بالاثر * فما البكاء على الاشباح و الصور « 27 » مرابطون پس از تصرف بطليوس به سوى اشبونه روى نهادند . از آن هنگام كه المتوكل بن الافطس آن را به پادشاه قشتاله واگذاشته بود پادگانى به رياست كنت ريمون

--> ( 25 ) . المراكشى : المعجب ، ص 52 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 186 . و نيز رجوع كنيد به : . 251 . p , III . V , . tsiH : yzoD ; 405 . p , . dibI : ladiP . M . R ( 26 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 186 . ( 27 ) . همهء اين قصيده در المعجب ، ص 42 - 46 آمده و بخشى از آن در اعمال الاعلام ، ص 186 - 189 نيز نقل شده است .