محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

363

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

شهر را به آنها تسليم كرد . « 9 » ولى همهء روايات از هجوم مرابطون و دفاع مردانهء المعتمد و يارانش حكايت مىكنند . المعتمد در تمام روزهاى نبرد هرچه توانست از خود و پايتختش دفاع كرد و اين دفاع تا هنگامى كه اسير شد و دشمن به قصرش داخل گرديد ادامه داشت . يكى از كسانى كه حادثهء سقوط اشبيليه را به چشم خود ديده ابو بكر محمد بن عيسى الدانى معروف به ابن اللبانه است كه در كتاب خود موسوم به نظم السلوك فى مواعظ الملوك فى اخبار الدولة العباديه چنين آورده است : « در روز بيست و يكم ماه رجب حادثه دررسيد و دشمن از سوى رودخانه به شهر درآمد . المعتمد بن عباد دل به مرگ نهاد و دفاعى كه برتر از آن نتوان ديد آغاز كرد . سپس مهاجمان در شهر دست به غارت زدند . حتى سبدپاره و كهنه‌نمدى براى كسى باقى نگذاشتند . مردم در حالى كه عورتهاى خويش با دست پوشانده بودند از خانه‌هاى خود به كوچه‌ها ريختند و زنان پرده‌نشين ، برهنه سر به كوى و برزن كشيده شدند . مردم را چون مستان مىديدى و حال آنكه مست نبودند . » « 10 » فتح بن خاقان مورخ عصر ملوك الطوايف و تقريبا معاصر حادثه طى عبارات مسجع خويش دلاوريهاى المعتمد بن عباد را مىستايد . « 11 » ابن عباد خود نيز در يكى از چكامه‌هايش نبرد خويش را با دشمن چنين وصف مىكند : ان يسلب القوم العدا * ملكى و تسلمنى الجموع فالقلب بين ضلوعه * لم تسلم القلب الضلوع قدرمت يوم نزالهم * الا تحصننى الدروع و برزت ليس سوى القميص . . . * عن الحشا شىء دفوع

--> ( 9 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 101 . ( 10 ) . المقرى ، نفح الطيب ، ج 2 / ص 453 . ( 11 ) . فتح بن خاقان : قلائد العقيان ، ص 22 ، در احوال المعتمد بن عباد . فتح بن خاقان كتاب خود را حدود سى سال پس از سقوط اشبيليه نوشته است .