محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

29

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

عمرو بن عطاف بن نعيم است . عطاف جد ايشان با طلايهء سپاه بلج بن بشر القشيرى به اندلس داخل شد . عطاف از مردم حمص شام بود و بىهيچ ترديد از قبيلهء لخم . چون به اندلس داخل شد در روستاى يومين نزديكى شهر طشانه anicoT از اعمال اشبيليه فرود آمد . طشانه بر كرانهء رود وادى الكبير بود و مىدانيم كه سپاهيان شام در آغاز فتح چون به اشبيليه آمدند آنجا را از حيث شباهتى كه از حيث اوضاع طبيعى به حمص شام داشت ، بدان نام ناميدند . در روايت ديگر آمده است كه بنى عباد از فرزندان نعمان بن منذر بن ماء السماء هستند و همواره بدين نسب فخر مىكردند . از مؤيدات اين قول ، شعر شاعرشان ابن اللبانه است آنجا كه گويد : من بنى المنذرين و هو انتساب * زاد فى فخره بنو عباد فتية لم تلد سواها المعالى * و المعالى قليلة الاولاد ستارهء اقبال بنى عباد پس از سپرى شدن ايام فتنه به دست جدشان ابو الوليد اسماعيل قاضى اشبيليه درخشيدن گرفت . ابو الوليد به نيروى حزم و دها و وجاهت و سخاوت خود توانست از آن اوضاع بحرانى به نحو شايسته‌اى بهره برد و زمام رياست و فرمانروايى را اندك‌اندك به دست خود گيرد . اتكاى ابو الوليد در همهء اين مراحل به اصالت خاندان و رفعت مقام و ثروت بسيار و يارى و همكارى زعما و بزرگانى بود كه با نرمخويى و بخشندگى و زبان‌آورى به گرد خود جمع آورده بود . ابن حيان او را « مرد سراسر غرب اندلس » مىخواند و به وفور عقل و كثرت علم و وقار و هوشمندى و دورانديشى مىستايد و مىگويد در آن زمان در سراسر اندلس مردى به توانگرى او نبود . مال و غلات خود را انفاق مىكرد ، چنان كه از مال دولتى و از آنچه خاص خود او بود ، پشيزى ذخيره ننمود . چون قاضى ابن عباد بهرهء خويش از فرمانروايى بگرفت و سال عمرش افزون شد و ديدگانش بىنور يا كم‌نور گرديد ، پسر خود ابو القاسم محمد را در قضا به جانشينى خويش برگزيد . دولت بنى حمود گاه در قرطبه بود و گاه در اشبيليه ، و پرچم قدرتشان اينجا و آنجا در اهتزاز بود . ديديم كه قاسم بن حمود پس از كشته شدن برادر خود