محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
333
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به سردارى البارهانس بر مسلمانان حمله كردند . فرماندهى مقدمهء سپاه اسلام مركب از سپاهيان اندلسى را المعتمد بن عباد به عهده داشت . حملهء مسيحيان حملهاى سخت بود ، چنان كه نظم مقدمهء لشكر اسلام را برهم زد و بيشتر آنها پاى به فرار نهادند و رهسپار بطليوس شدند . در برابر دشمن جز المعتمد بن عباد و سلحشوران اشبيليه كس باقى نماند . اينان به سختى نبرد كردند و اميرشان زخمهاى سنگين برداشت . جمع كثيرى ديگر از جنگجويان كه بر گرد او بودند بگريختند و بسيارى از لشكريان اندلسى كشته شدند و بيم آن بود كه در محاصره قرار گيرند و كس به يارى ايشان نمىآمد . در اين هنگام آلفونسو خود بر مقدمهء سپاه مرابطون حمله آورد . سردار اين مقدمه داود بن عايشه بود . آلفونسو او را نيز از جاى خود بجنبانيد . در اين لحظهء حساس يوسف بن تاشفين يكى از سرداران بربرى خود سير بن ابى بكر اللمتونى را با افواجى از سلحشوران بربر به يارى اندلسيان و مرابطون فرستاد و خود با سپاه تحت فرماندهىاش به قلب لشكر مسيحى زد . به زودى چهرهء جنگ ديگرگون شد . اندلسيان و مرابطون نيروى مقاومت خويش بازيافتند و فراريان به صفوف خود بازگشتند و در همين جناح نبردى عظيم درگرفت و نشانههاى پيروزى مسلمانان آشكار شد . آلفونسو در اين هنگام همچنان پيش مىتاخت تا به خيمههاى مرابطون رسيد و از خندقى كه حفاظت مىكردند گذشت . ولى به ناگاه يوسف اقدام مبتكرانهاى كرد و با مردان لمتونه و صنهاجه از مهاجمان مسيحى گذشت و به سوى لشكرگاه آلفونسو تاخت آورد . گروه اندكى از آن نگهبانى مىكردند . يوسف همهء نگهبانان را بكشت و لشكر آلفونسو را از پشت سر مورد حمله قرار داد و طبلها را به صدا درآوردند . آنگاه آتش در لشكرگاه زدند و دود و شعله به هوا برخاست . آلفونسو چون خبر يافت شتابان بازگشت تا لشكرگاه خود را از نابودى برهاند ، ولى با مؤخرهء سپاه مرابطون روبرو شد و پس از نبردى سنگين صفوف قشتاليان درهم ريخت و پادشاه مسيحى نتوانست به لشكرگاه خود رسد مگر پس از تحمل تلفات و خسارات بسيار . در اين هنگام نبرد از سرگرفته شد . يوسف بن تاشفين بر پشت اسب خود جولان مىداد و حمله مىكرد و سپاه خود را برمىانگيخت و به شهادت ترغيب مىكرد و بانگ كوسها گوشها را كر مىكرد . پيدال از بانگ اضطرابانگيز اين طبلها و تأثير سوء آن در سپاه قشتاله حكايت دارد و مىگويد : تا آن زمان لشكرهاى اسپانيا با اين بانگى كه زمين را به لرزه مىآورد آشنا نبودند . از سوى ديگر ، مرابطون در صفوف به هم پيوستهء