محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
331
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
را با لشكرش از بلنسيه فراخواند . سيل جنگجويان داوطلب از جنوب فرانسه و ايتاليا به سوى او روان گرديد . آلفونسو آهنگ آن داشت كه با دشمنان خود در سرزمين ايشان روبرو گردد تا اراضى كشور او به هنگام هزيمت ويران نگردد . سردارى اين سپاه را خود به عهده گرفت و براى رويارويى با مسلمانان به سوى جنوب در حركت آمد . آلفونسو به برترى قواى خود ، هم از حيث شمار نفرات و هم از حيث اسلحه و سازوبرگ نبرد و قدرت رزمى يقين داشت ، ولى در راه كه مىآمد خبرى از سپاه اسلام نشنيد . « 2 » سپاهيان مسيحى در مكانى در سه ميلى لشكرگاه مسلمين متوقف گرديدند . ميان دو لشكر شعبهء رود وادىيانه كه به سوى شمال به طرف رود تاجه مىرفت فاصله بود . نهر تاجه را امروز ژريرو مىگويند . آلفونسو سردار سپاه خود البارهانس را بر مقدمه روان داشت . لشكر او بيشتر از سپاهيان آراگون و داوطلبان بود . روايات در باب شمارهء سپاهيان مسلمان و مسيحى مختلف است . بعضى روايات عربى سپاه مسيحيان را هشتاد هزار جنگجو نوشتهاند و بعضى پنجاه هزار و چهل هزار ؛ اما شمار سپاهيان اسلام را چهل و هشت هزار يا بيست هزار نوشتهاند . همچنين از روايات برمىآيد كه سپاه مسيحيان از حيث سازوبرگ جنگى بر سپاه اسلام برترى داشتند . « 3 » سپاه اسلام - چنان كه گفتيم - از دو بخش بزرگ مركب بود : يكى سپاهيان اندلسى كه به سردارى المعتمد بن عباد بر مقدمه حركت مىكرد . در اين لشكر ، المتوكل بن الافطس با سپاه خود در ميمنه بود و اهالى شرق اندلس در ميسره . سپاه مرابطى نيز در پى اين مقدمه جاى داشت . اين سپاه هم مركب از دو بخش بود : يك بخش سوارانى بودند كه از سراسر قبايل بربر گرد آمده بودند و سردارشان داود بن عايشه بود - ابن عايشه از از مجربترين سرداران بربر بود - ، و بخش ديگر از نخبهترين دليران مرابطون از قبايل لمتونه و صنهاجه و غير ايشان به فرماندهى يوسف بن تاشفين . سه روز دو سپاه روبروى هم صف كشيدند و نهر ميانشان فاصله بود و رسولان
--> ( 2 ) . 233 133 . p , diC led anapsE aL : ladiP . M . R ( 3 ) . الحلل الموشيه : ص 38 . ابن الاثير : الكامل ، ج 10 / ص 52 . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 528 . المراكشى : المعجب ، ص 71 .