محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
326
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
يكدل شده بود و همپيمان ، اكنون به خوبى دريافت كه مرتكب چه اشتباه سياسى شده و چهسان به ميزان غدر و خدعهء آن پادشاه پى نبرده بوده است . در اين هنگام عزم آن كرد كه مرابطون را به يارى طلبد . معنى اين سخن اين است كه تنها المعتمد بن عباد را چنين انديشهاى در سر افتاد . بدون شك اين انديشه و راه چارهء همهء امراى طوايف بود كه خطر را احساس كرده بودند . همه از دست تجاوزها و ويرانگريهاى پادشاه قشتاله آلفونسو و حرص او به گرفتن اموال ايشان به نام جزيه به جان آمده بودند ؛ اما المعتمد بن عباد كه سر همهء امراى طوايف بود و در عين حال از تجاوز قشتاله خطر بيشترى احساس مىكرد ، شايسته بود كه در اين ماجرا پيش قدم باشد . انديشهء يارىجويى از مرابطون مخالفانى نيز داشت . بعضى از امراى طوايف بودند كه از عواقب اين اقدام بيم داشتند . المعتمد بن عباد به اين مخالفان مىگفت : « شترچرانى بهتر از خوكچرانى است » . مرادش آن بود كه اگر در نزد مسلمانان اسير باشد بهتر از آن است كه در دست مسيحيان ، يعنى پادشاه مسيحى قشتاله . « 27 » دو سال بعد از اين ، طليطله سقوط كرد و اين هشدارى سخت بود . از اين پس به وجود مرابطون شديدا احساس نياز شد ؛ زيرا آنچه در ميان بود ، مسئلهء مرگ و زندگى بود . دعوتهايى كه پيش از اين به صورت نامهنگاريهاى خصوصى بود اكنون به صورت يك خواست عمومى درآمده بود كه سراسر اندلس را دربر مىگرفت و همهء امرا و فقها در آن شركت داشتند . المعتمد بن عباد و همتايان او المتوكل بن الافطس صاحب بطليوس و عبد اللّه بن بلقين صاحب غرناطه سفيران رسمى خود را نزد امير المسلمين فرستادند . اين سفيران ، ابو بكر بن عبد اللّه بن ادهم قاضى قرطبه و ابو اسحاق بن مقانا قاضى بطليوس و ابو جعفر القليعى قاضى غرناطه و ابو بكر بن زيدون وزير المعتمد بن عباد بودند . « 28 » سفراى اندلس از دريا گذشته ، به مغرب وارد شدند و آهنگ مراكش نمودند تا با امير المسلمين ديدار كنند . هيأتهايى از اندلس پيش از اين نزد او گريان به دادخواهى رفته بودند . امير نيز به سخنشان گوش سپرده و وعدهء خير داده بود . ظاهرا
--> ( 27 ) . رجوع كنيد به الحميرى : الروض المعطار : ص 85 . ( 28 ) . الحميرى : الروض المعطار ، ص 86 . المقرى : نفح الطيب ، ج 2 / ص 526 . و رجوع كنيد به : . 421 . p . III . V , . eriotsiH : yzoD