محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

25

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

بنى عباد بر آن استيلا يافتند و سراج الدوله پسر المعتمد بن عباد بر شهر امارت يافت ، ابن حيان نامهء تهنيت‌آميزى به المعتمد نوشت و اعمال او را بستود . ابن حيان آنگاه بر ابن ذو النون سخت مىتازد و پيروزى ابن عباد را مىستايد و از اينكه او را به هزيمت فرستاده و شرش را از سر مردم قرطبه كم كرده است ، سپاسش مىگويد . « 7 » ابن حيان كه ابن ذو النون را اين‌سان مورد حملات گزندهء خود قرار مىدهد در مقدمهء تاريخ بزرگش كه به او اهدا كرده است او را با صفاتى چون « الامير المؤثل الامارة ذى المجدين ، الكريم الطرفين » مىستايد . ابن بسام در اينجا فرصت را مغتنم شمرده ، بر ابن حيان سخت خرده مىگيرد و او را متهم مىكند كه در تاريخ او راجع به ملوك الطوايف عقايد متناقض مشاهده مىشود . ابن بسام مىگويد با آنكه ابن حيان از برخى امراى طوايف تكريم و تقدير بسيار مىديد و صلات و جوايز بسيار دريافت مىنمود ، راه صواب نپيموده است ؛ زيرا بيشتر سخنان غرض‌آلود او چون تيرى نام و عرض ديگران را هدف قرار مىدهد . تنها « امير بلدش و بزرگترين مردم زمانش » ابو الحزم بن جهور و پس از او پسرش از تير زبان او در امان مانده‌اند . ابن حيان اين دو تن را در كتاب خود ستوده و از آنان به نيكى ياد كرده است . « 8 »

--> ( 7 ) . اين نامه در الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 89 - 91 آمده است . ( 8 ) . ابن بسام الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 84 ، 85 ، 113 و 114 .