محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
312
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و بيمش در دلها افتاد و كارش بالا گرفت و صيت شهرتش در سراسر صحرا پيچيد و مغرب و سودان را فراگرفت . چون امير يحيى بن ابراهيم درگذشت عبد اللّه ، امير يحيى بن عمر بن تلاكاكين اللمتونى را به جاى او برگزيد و امور جهاد و جنگ را به او سپرد . « 9 » يحيى بن عمر اللمتونى اميرى پرهيزگار و زاهد بود و به عبد اللّه بن ياسين سخت ارادت مىورزيد و از او اطاعت مىكرد . گويند عبد اللّه بن ياسين روزى او را بيست تازيانه زد ، زيرا خود نيز با لشكريانش در جنگ شركت كرده بود و حال آنكه فرمانده بايد خود را از مخاطرات حفظ كند و تنها به تحريض لشكر خويش پردازد و آنان را دل دهد كه زندگى فرمانده زندگى سپاهيان اوست و مرگ او ، نابودى ايشان . امير يحيى چند حمله را فرماندهى كرد و سراسر صحرا را فتح نمود و به بلاد سياهان لشكر برد و نواحى بسيارى را مفتوج ساخت . حركت مرابطون و اعمال زعيمشان عبد اللّه بن ياسين در شهرهاى مغرب انعكاس يافت . مغرب در اين روزگار پس از انقراض حكومت ادريسيان به چند بخش تقسيم شده بود و از اواسط قرن چهارم هجرى صحنهء جنگهاى شيعه و خلفاى اموى قرطبه بود . در هرجا اميرنشينى پديد آمده بود و قبايل بربر بويژه قبايل صنهاجه و مغراوه و زناته بر آن استيلا يافته بودند . بزرگترين ممالكشان مملكت زيرى بن عطية الزناتى و پسرانش بعد از او بود . اين خاندان از زمان المنصور ، فاس و بيشتر اعمال شمالى مغرب را تا اوايل قرن پنجم در دست داشتند . بنى يفرن در سواحل سلا و متعلقات آن بودند و بنى خزرون از قبيلهء مغراوه ، درعه و سجلماسه و اعمال آن را در تصرف داشتند ، همچنين تا اواسط مغرب . بر غواطه در جنوب در ساحل اقيانوس بودند . بنابراين سرزمين مغرب با اين پراكندگى و خردك اميرنشينهايش جاى مناسبى بود براى تاختوتاز آزمندان و شورشگران . عناصر مخالف اين اميران مستبد چشم به اين قوم تازه دوخته بودند كه آتش حماسهء دينى در دلهايشان زبانه مىكشيد و نداى اصلاح و التزام احكام قرآن و سنت مىدادند . در سال 444 ه فقهاى درعه و فقهاى سجلماسه نامههاى خود را نزد عبد اللّه بن ياسين و امير يحيى اللمتونى و مشايخ مرابطون فرستادند و از ظلم و جورى كه در بلادشان رايج بود و نيز عمل نكردن به احكام اسلام شكايت كردند
--> ( 9 ) . ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 80 . السلاوى : استقصاء ، ج 1 / ص 101 .