محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

292

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

كرد ، از اين‌قرار كه حاكم قلعهء روطه كه المظفر در آن زندانى بود با همدستى زندانىاش آهنگ خروج نمود . نزد آلفونسو پادشاه قشتاله كس فرستاد و از او يارى خواست و تعهد كرد كه قلعه را تسليم او كند . آلفونسو با بخشى از سپاهيان خود به روطه راند . در اين هنگام المظفر ناگهان بمرد . حاكم قلعه از تصميم خود بازگشت تا طرح ديگر ريزد . آلفونسو جمعى از سرداران سپاه خود به رياست الفانت راميرو امير ناوار را براى تحويل گرفتن قلعه فرستاد . اينان هنوز قدم به درون ننهاده بودند كه بارانى از سنگ بر سرشان باريدن گرفت و همه كشته شدند . اين واقعه در سال 1082 م بود . آلفونسو بازگرديد در حالى كه از آتش اندوه و انتقام مىسوخت . السيد در اين هنگام در تطيله بود . چون از اين حادثهء اندوهبار آگاه شد با ياران خود نزد آلفونسو شتافت تا تعزيتش گويد و از او پوزش و عفو خواهد و اجازهء بازگشت گيرد . پادشاه عفوش كرد و السيد با او به قشتاله رفت ، ولى درنگش در قشتاله به درازا نكشيد ؛ زيرا آلفونسو دربارهء او بار ديگر دچار خيالهاى پيشين خود شد . السيد احساس خطر كرد . از قشتاله به سرقسطه آمد و المؤتمن او را با گشاده‌رويى و مهربانى استقبال كرد . پيدال مىخواهد از اين حركت السيد استدلال كند كه او در خدماتش در دربار سرقسطه يك سپاهى مزدور نبود بلكه اين خدمات برعكس نوعى كار سياسى بود و در نهان به سود مملكت قشتاله اقدام مىكرد . « 1 » السيد دوباره به شغل سابق خود يعنى نبرد با دشمنان المؤتمن بازگرديد . السيد بار ديگر همراه المؤتمن و با قواى او به اراضى آراگون لشكر مىبرد و دست به كشتار و تاراج مىزد . سپس در آوريل سال 1083 م به دژ مونتشون بازگرديد و سانچو راميرز پادشاه آراگون را از استيلا بر دژ جرادوس و ديگر دژهاى آن حدود دور ساخت . منذر برادر المؤتمن با سانچو راميرز پيمان دوستى بست و هردو به جنگ السيد در حركت آمدند . دو سپاه در حوالى موريلا در نزديكى طرطوشه روياروى شدند . منذر و هم‌پيمان او شكست خوردند و السيد بر لشكرگاهشان مستولى گرديد و بسيارى را نيز به اسارت گرفت . هنگامى كه السيد به سرقسطه بازمىگشت المظفر او را با شكوه تمام استقبال نمود .

--> ( 1 ) . . 092 . p , . dibI : ladiP . M . R