محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
19
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نمىتوانستند گرفت . « 1 » حكومت جماعت به مدت دوازده سال در سايهء امنيت و آسايش به رياست ابو الحزم جهور به تدبير امور قرطبه پرداخت و او در تمام اين مدت از شيوهء خود كه التزام به مسالمت و تواضع و پرهيزگارى بود عدول ننمود . مردم قرطبه نيز با فرمانبردارى و محبتى كه به او داشتند تأييدش مىكردند . قرطبه در عصر او پناهگاه رؤسايى بود كه از فرمانروايى خلع شده بودند ؛ از آن جمله بود عبد اللّه بن شاپور فرمانرواى اشبونه از بلاد غربى ، و اين به هنگامى بود كه ابن الافطس صاحب بطليوس او را از مركز فرمانروايىاش رانده بود و او به قرطبه پناه آورده بود . عبد اللّه بن شاپور در كنف امن جهور مىزيست . همچنين عبد العزيز البكرى صاحب و لبه و جزيرهء شلطيش . او نيز هنگامى كه ابن عباد محاصرهاش كرد و مسند فرمانروايىاش را از او بستد به قرطبه پناهنده شد . همچنين قاسم بن حمود صاحب جزيرة الخضراء به هنگامى كه ابن عباد بر قلمروش استيلا يافت . « 2 » ابو الحزم جهور را در اسطورهء ظهور هشام المؤيد باللّه و آشكار شدن او به وسيلهء قاضى ابن عباد قاضى اشبيليه نقش خاصى بود ، بدين قرار كه چون ابن عباد احساس كرد كه بنى حمود طمع در رياست جنوب اندلس بستهاند و سر آن دارند كه جامهء خلافت بر تن راست كنند ، و از ديگر سو يحيى بن على بن حمود ( المعتلى ) پىدرپى قلمرو او را مورد حمله قرار مىدهد چنان ديد كه به دعاوى آنان پايان دهد . پس در سال 426 ه اعلان كرد كه خليفه هشام المؤيد زنده است و نمرده . آنگاه شخصى را كه به هشام شباهت تمام داشت ، آشكار كرد و با او به خلافت بيعت نمود و مردم را به دخول در طاعت او فراخواند . آنگاه نزد رؤساى اندلس كس فرستاد . بعضى اين دعوت را اجابت كردند . از ايشان بودند عبد العزيز بن ابى عامر صاحب بلنسيه و مجاهد العامرى صاحب دانيه و جزاير شرقى و نيز وزير ابو الحزم جهور رئيس قرطبه . در همان حال با هشام المؤيد بيعت كردند . ظاهرا ابو الحزم جهور به صحت اين دعوى ايمان نداشت ، ولى به همان علل كه ابن عباد را به جعل چنين خليفهاى واداشته بود ، او نيز به ظاهر
--> ( 1 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت اول ، مجلد دوم / ص 116 و 117 . ( 2 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 213 ، 237 و 340 .