محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
16
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
پختگى در امور ، علاقه و اطمينان و تأييد مردم را به خود جلب كرده بود . از آن پس در قرطبه نه خلافت بود نه حكومت . مردم در انتظار ظهور زعيمى بودند و اين زعيم كسى جز ابن جهور نبود . ابن جهور بارها به رأى و حسن تدبير خود بحرانها را فرونشانده و شهر را از خرابى و آشوب حفظ كرده بود . اكنون او بود كه در چنين موقعيتى دشوار مىتوانست قرطبه را نجات دهد ؛ از اينرو همگان به امارت او رأى دادند . ابن جهور به يكى از خاندانهاى اصيل اندلس منسوب بود . نامش ابو الحزم جهور بن محمد بن جهور بن عبيد اللّه بن احمد بن محمد بود . جد ايشان يوسف بن بخت بن ابى عبدهء فارسى - از موالى عبد الملك بن مروان - براى نخستين بار به اندلس وارد شد و در كنف حمايت بلج بن بشر مىزيست . يوسف بن بخت از ياران عبد الرحمان الداخل شد . عبد الرحمان او را منصب حاجبى داد . فرزندانش پس از او در ايام حكم بن هشام و پسرش عبد الرحمان ، سپس در ايام محمد بن عبد الرحمان و پسرش منذر ، وزارت يافتند . آنها همچنان مناصب وزارت و دبيرى و سردارى سپاه را به عهده مىگرفتند . آخرين كسى كه از ايشان رياست يافت ابو الوليد محمد بن جهور پدر جهور بود كه وزارت المنصور بن ابى عامر را به عهده داشت . پس از او پسرش ابو الحزم جهور در اواخر قرن چهارم دبيرى عبد الرحمان بن المنصور را به عهده داشت تا فتنهها سر برداشتند و دولت بنى عامر سرنگون شد و او همزمان با آن حوادث و انقلابات بود ؛ حوادثى كه پايتخت خلافت را در آن ايام دربرگرفته بود . ابو الحزم جهور در اين روزگاران در كشاكش حوادث پيشواى مردم بود تا آنگاه كه « شيخ الجماعه » لقب يافت و رئيس واقعى شهر شد . در اين سالها كه خلافت قرطبه به حال احتضار افتاده بود او بود كه به رأى و انديشهء خويش كارها را مىگردانيد تا آنگاه كه خلافت اموى در سراشيب سقوط نهايى خود قرار گرفت . چون مردم برگزيدندش ، خود را رئيس حكومت نوين قرطبه يافت . حكومت جهور كه بر ويرانههاى خلافت اموى قد برافراشته بود ، سلطهء خود را بر بلاد مركزى اندلس بسط داد ؛ سپس به شمال گراييد و تا جبل الشارات ( سييرا مورنا ) پيش تاخت و از جانب شرقى تا سرچشمههاى رود وادى الكبير و از غرب تا نزديكى استجه و از جنوب تا حدود ولايت غرناطه را زير فرمان آورد و منطقهء نفوذ او علاوه