محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

222

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

مبارك و مظفر سالى چند در بلنسيه فرمان راندند . سپس مظفر وفات يافت و مبارك مدت اندكى پس از او حكومت كرد . روزى براى تفرج بيرون آمده بود ؛ به هنگام عبور از پلى كه بر رودخانه بود ، اسبش بلغزيد و مبارك فروافتاد . سر و شكمش به چوبهاى پل رسيد و آسيب ديد و ساعتى بعد بمرد . مرگ او در ماه ذو الحجهء سال 408 ه / 1017 م اتفاق افتاد . « 5 » از عجايب آنكه مبارك و مظفر با آنكه خود جاهل بودند و از عرصهء تفكر و ادب به دور ، همواره در دربار خود جمعى از علما و ادبا را گردمىآوردند چون ابن تاكرنى و ابن مهلب و ابن طالوت . اين دبيران را در دولت ايشان مقامى چون مقام مشايخ و وزرا در قرطبه بود و به رأى و مشورت ايشان در بسيارى از امور رجوع مىكردند . مظفر و مبارك در كمال استقلال در بلنسيه فرمانروايى مىكردند و در هيچ كارى از قرطبه يا جاى ديگر دستور نمىگرفتند . شايستهء ذكر است كه مظفر و مبارك ممدوح شاعران معاصر خود بودند . از جملهء مداحان ايشان يكى هم ابو عمر بن دراج القسطلى است كه در قصيده‌اى طولانى آندورا ستوده است . قصيده با اين ابيات آغاز مىشود : انورك ام اوقدت بالليل نارك * لباغ قراك ام لباغ جوارك و رياك ام عرف المجامر اشعلت * بعود الكباء و الالوة نارك و بسمك الوضاح ام ضوء بارق * حداه دعائى ان يجود ديارك و طرة صبح‌ام جبينك سافرا * اعرت الصباح نوره‌ام اعارك چون مبارك وفات كرد لبيب العامرى صاحب طرطوشه در بلنسيه جانشين او شد ؛

--> ( 5 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 302 . ابن الخطيب مىگويد كه مظفر بعد از مبارك مرد و چون مبارك درگذشت مردم به قصر ريختند ؛ قصر را غارت كردند و مظفر را كشتند ( اعمال الاعلام ، ص 225 ) .