محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

220

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

فرمان مىراند . دو تن از غلامان عامرى به نام مظفر و مبارك بر او شوريدند و حكومت از او بستدند . مجاهد از بلنسيه به دانيه رفت و آن دو غلام كه ابن الخطيب ايشان را اميرين مىخواند ، به جاى او نشستند . ابن حيان در باب غلبهء مبارك و مظفر بر بلنسيه روايت ديگر مىآورد ، خلاصه آنكه آن دو غلام در ايام امارت عبد الرحمن بن يسار مسؤول امور آبيارى شهر بودند ، ولى روزگار چنان بازى كرد كه مبارك امارت را از آن خود كند . ابن حيان اين حادثه را از عجايب گردش ايام مىخواند . سپس مىگويد كه مبارك و مظفر حكومت بلنسيه را به دست آوردند و چونان دو برادر يا دو عاشق دست‌دردست يكديگر نهادند و به كاخ امارت درآمدند و چنان با هم الفت يافته بودند كه بر يك سفره غذا مىخوردند و از حيث جامه و فرش و مركب و آلت و عدت هيچ امتيازى از يكديگر نداشتند . تنها سراى خاص زنانشان از هم جدا بود ، ولى ديگر اهل حرم در اتاقهاى قصر در كنار هم زندگى مىكردند و در همهء ما يحتاج يكسان بودند ؛ اما مبارك را در مخاطبات و مكاتبات بر مظفر مقدم مىداشتند ، زيرا مبارك دليرتر و در شدت و صرامت بر مظفر برترى داشت . مظفر مردى نرمخوى و ملايم بود . « 1 » در برخى روايات آمده است كه مبارك و مظفر امور مملكت را ميان خود تقسيم كرده بودند . مظفر بلنسيه را در ضبط مىآورد و مبارك شاطبه را . ابن الخطيب مىگويد كه شاطبه پيش از انقراض دولت عامرى در دست يكى از غلامان صقلابى بود به نام خيره . مبارك قصد برانداختن او داشت . روزى خيره به بلنسيه آمد ؛ مبارك به مهمانى دعوتش كرد و زهر در طعامش نمود . خيره پس از چند روز هلاك شد . نايب او عبد العزيز بن افلح به جاى او تحت فرمان مبارك به امارت شاطبه منصوب گرديد . مبارك او را به حال خود گذاشت تا آنگاه كه مجاهد العامرى بر آنجا مستولى شد . « 2 » در هرحال ، چنان برمىآيد كه مظفر و مبارك هردو بر وفق روايت ابن حيان كه پيش از اين آورديم حكومت بلنسيه را به معيت هم اداره مىكردند . درآمد مالياتى بلنسيه در عهد آن دو به صد و بيست هزار دينار در هرماه مىرسيد كه از اين مبلغ هفتاد هزار دينار آن از خود بلنسيه و پنجاه هزار دينار از شاطبه بود

--> ( 1 ) . . 251 . p , I . V , ebarA aicnelaV : srabI . P . A ( 2 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 226 .