محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
211
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به سامان آورد از آنجا برفت . المقتدر داماد خود على و زن و فرزندش را با خود به سرقسطه برد و در پناه خود جاى داد . على بن مجاهد تا پايان حيات بىآنكه در كارى حق تصرف داشته باشد در آنجا زيست . اين واقعه در سال 474 ه / 1081 م بود . در روايت ديگر آمده است كه على بن مجاهد توانست از بند بگريزد و به آن سوى آب رود و به بنى حماد فرمانروايان بجايه التجا جويد و در همانجا بمرد . « 32 » پسر على بن مجاهد ، سراج الدوله به هنگام سقوط دانيه حاكم دژ شقوره بود . سراج الدوله كوشيد تا ملك از دست پدر فراچنگ آورد ؛ از اينرو به برشلونه رفت و از فرمانرواى آن كنت برنگر يارى خواست . كنت با شروطى اجابت كرد و افواجى از لشكر خود را در اختيار او گذاشت . سراج الدوله توانست چند دژ را تسخير كند ، ولى المقتدر همواره در كمين بود . گويند كسانى را در نهان برانگيخت تا زهر در طعامش كردند . سراج الدوله در سال 469 ه حدود يك سال پس از خلع پدرش درگذشت . « 33 » على بن مجاهد اميرى فاضل و داراى اخلاق و صفات پسنديده بود . او نيز چون پدرش از علم و ادب حمايت مىكرد . به سبب مدت درازى كه در سردانيه اقامت گزيده بود به زبان فرانسوى و قشتالى سخن مىگفت و مىنوشت و به آن دو زبان شعر مىسرود . « 34 » على بن مجاهد دوستدار صلح و مدارا بود و از حوادث و نشيبوفرازهاى سياسى مىگريخت . به جمع مال و شركت در امور بازرگانى مشتاق بود . « 35 » در عصر او صلح و آرامش در مملكت دانيه حكمفرما بود و بازرگانى رونق گرفت . عبد الواحد المراكشى او را چنين وصف مىكند كه « پس از مجاهد پسرش على بن مجاهد بر دانيه حكومت كرد . الموفق لقب داشت . من هيچ يك از كسانى را كه بر نواحى اندلس حكومت كردهاند از او پارساتر و عفيفتر و منزهتر نديدهام . شراب نمىخورد و شرابخواران را به خود نزديك نمىنمود . علوم شرعيه را بر ديگر علوم برترى مىداد و اهل آن را گرامى مىداشت » . « 36 »
--> ( 32 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 165 . ( 33 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 165 . ( 34 ) . . 3 etoN , 071 . p , ebarA aicnelaV : srabI . P . A ( 35 ) . ابن بسام : الذخيره ، قسمت چهارم ، مجلد اول / ص 206 . ( 36 ) . عبد الواحد المراكشى : المعجب ، ص 41 . در اينجا الموفق لقب على ذكر شده و حال آنكه لقب پدرش مجاهد بود .