محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
200
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
ايتاليا و پرووانس از او يك شخصيت خيالى ترسناك ساخته است . در روايات مسيحى معاصر او - به زبان ايتاليايى و لاتينى - شرح جنگها و حملات دريايى او آمده است و او را بهنام موژتوس sutegoM يا موستو otesuM مىشناسند . در برخى روايات آمده است كه مسلمانان پس از اين حمله دوبار ديگر در سردانيه به جنگ رفتند : يكى در سال 1019 م ، سپس در سال 1049 م . اين دوبار نيز به سردارى مجاهد العامرى بود و مجاهد در حملهء دوم به دست مسيحيان اسير شد ؛ ولى اين روايت سندى ندارد . نيز در روايات مسيحى آمده است كه دريانوردان حادثهجو يا چنان كه ايشان مىنامندشان دزدان دريايى از دانيه و جزاير پيوسته بر سواحل غربى درياى مديترانه حمله مىكردند . نام رئيس آنها موژتوس يعنى مجاهد بود و مجاهد پادشاه افريقيه بود . اگر بخواهيم از اين روايت چيزى به دست بياوريم اين است كه نام اين دريانورد ، مجاهد العامرى ، در آن عصر در دلهاى اين ساحلنشينان بيمى عظيم انداخته بود . متأسفانه در روايات اسلامى چندان احاطهاى به اين بخش از زندگى مجاهد نيست و از دقايق اعمال اين بزرگترين دريانورد زمان خود غفلت شده و جز اندك مطالبى متناقض چيزى به دست ما نرسيده و بيشتر توجه راويان به جوانب علمى و ادبى او معطوف بوده است . مجاهد العامرى پس از شكست سردانيه به دانيه بازگشت تا اوضاع نابسامان آن را به سامان آورد . در غياب او اوضاع دانيه پريشان شده بود ؛ زيرا فقيه ابو عبد اللّه المعيطى به عهد خود وفا نكرد و در امانت خيانت ورزيد و خود زمام امور به دست گرفت و نام و نشان مجاهد را برانداخت و بر مردم ستم بسيار كرد و دست به غصب اموال و تجاهر به معاصى گشود . چون مجاهد از اعمال المعيطى خبر يافت او را بگرفت و همهء اختياراتش را سلب كرد و به سختى سرزنشش نمود . سپس او را دستبسته و تحت الحفظ به كشتى نشاند و به آنسوى آب فرستاد . فقيه المعيطى در بجايه فرود آمد و در آنجا به بربر پناه برد و تا پايان عمر در گمنامى زيست . « 11 » مجاهد به تنظيم شؤون مملكت خود پرداخت و كوشيد تا آنچه را از دست داده
--> ( 11 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 220 .