محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

188

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

آوى لينصر من نأى المثوى به * و دهاه خذلان من الانصار ما كنتم الا كامة صالح * فرميتم من طاهر بقدار هلا و خصكم بأشأم طائر * و رمى ديار كم بالام جار بر اليمين و لم يعرض نفسه * و نفوسكم لمصارع الفجار لا بد من مسح الجبين فانما * لطمتة عذرا غير ذات سوار و در پايان آن گويد : فانا النصيح فان قبلتم فاتركوا * آثارها خبرا من الاخبار قوموا الى الدار الخبيثة فانهبوا * تلك الذخائر من خبايا الدار و تعوضوا من صفرة حبشية * باغر وضاح الجبين نضار « 12 » ابن عمار در رقابت با المعتمد بن عباد و قبضه كردن امور مرسيه همچنان به راه خود مىرفت . ابن رشيق كه فرمانده سپاه و فاتح واقعى شهر بود اوضاع را زير نظر داشت و منتظر فرارسيدن فرصت بود . ابو بكر بن عبد العزيز هم به سبب كينه‌اى كه از ابن عمار بر دل داشت او را به شورش بر ضد ابن عمار و گرفتن شهر از او تحريك مىكرد . علاوه بر اين ، ابو بكر بن عبد العزيز توانست به واسطهء مردى يهودى از مزدوران او در مرسيه نسخهء اصلى قصيده‌اى را كه ابن عمار در هجو و طعن المعتمد بن عباد و زوجه‌اش اعتماد الرميكيه سروده بود ، به دست آورد و نزد ابن عباد به اشبيليه فرستد . ما در اخبار

--> ( 12 ) . همهء اين قصيده در قلائد العقيان ، آمده است ( ص 61 و 62 ) .